سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
306
تاريخ ايران ( فارسى )
نمايد كه خصومتهاى موجودهء در يونان را خاتمه دهد . در 367 قبل از ميلاد مردم تب به خدمت شاه رفتند و سال بعد از آتن رسولان ديگرى بحضور او رسيدند زيرا كه هرچند آن شاهنشاه مردى ضعيف بود ليكن يونانيها چنان پست شده بودند كه همه او را بحكميت قبول ميكردند . يونانيها اردشير را خيلى اهميت ميدادند ، اما در داخلهء كشور ايران در اواخر سلطنت او برعكس بود و ساتراپهاى ايرانى از ترس اينكه از تقرب درگاه دور شوند يا از هواى جاهطلبى همواره عصيان ميكردند . تاخو فرعون جديد مصر اين اوضاع منقلب را مغتنم شمرده بسوريه دستاندازى نمود ، اما در غياب او انقلابى در داخلهء مصر واقع شد و اگزيلاس كه ظاهرا با مصر مودتى نداشته بانقلاب مدد رسانيد و تاخو مجبور شد بشوش فرار كند . مدت چندين سال اغتشاشات داخلى كشور مصر را از كار انداخت ، يكوقت به نظر ميآمد كه شيرازهء دولت پارس از هم گسيخته ليكن بخت آن كشور هنوز نخوابيده و اختلافات دشمنان اردشير كه با يكديگر جنگ و جدال داشتند و همچنين خيانت و رشوهخوارى آنان موقع را حفظ نموده مانع خرابى كلى گرديد . اردشير پس از چهل و شش سال سلطنت در سال 358 قبل از ميلاد در كبرسن وفات نمود . به نظر ميرسد كه مردى كريم و ملايم و هميشه براى عفو مقصرين حاضر بود ليكن پريزاتيس كه زنى خطرناك بود كاملا بر او تسلط داشت و پس از مسموم ساختن زوجهاش مسماة به استاتيرا با آنكه شاه كمال علاقه را به آن زن داشت باز از نفوذ او كاسته نشد . بايد دانست كه بواسطهء نفوذ اين زن و رأى فاسد او بود كه پسر ضعيف النفس وى دختر خود آتسسا را تزويج نمود و اين امر بعدها عواقب وخيم ظاهر ساخت . از مسائل قابل ذكر اينكه اردشير براى اناهيتا ربة النوع تناسل مجسمهاى ترتيب داد و به اين واسطه تغيير يا توسعهاى در كيش ملى پديد آورد كه از افكار ساميهاى بابل راجع به ربة النوع