سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
304
تاريخ ايران ( فارسى )
ايران را مشغول بدارد تأييد مىنمودند . با قبرس و كارّيه حتى يونان با بعد مسافت عقد اتحاد بستند ، ضمنا تداركات جنگى نيز ميديدند و سرداران يونانى بسيار اجير كردند ، مجربترين فرماندهان را جلب نمودند زيراكه مصريان نيز مانند پارسيان ملتفت شده بودند كه نظام و مهارت يونانيان از ايشان برتر است . از اتفاقات نيكو براى مصر اين بود كه بعد از واقعهء كوناكسا و از اثرات آن واقعه اكثر قبايل جنگى آسياى صغير طغيان كردند . جزيرهء قبرس نيز زير فرمان اواگوراس « 1 » با تقويت يونان و مصر ، مركزى به جهت مخاصمهء با ايران گرديد و بيك معنى از ضمائم سلطنت مصر محسوب شد . هاكور يا آكوريس « 2 » جانشين نيفوريتس در بين 390 و 386 يكى از حملات ايران را كه جزئياتش بر ما معلوم نيست دفع نموده بود و پس از آن به پول و غله پادشاه قبرس را نيز كمك نمود . آتن هم سپاهء مهمى بسردارى كبرياس « 3 » كه از فرماندهان معتبر بود به آن خاك فرستاد . اواگوراس چنان خود را با قوه و قدرت ديد كه دستاندازى بقطعهء اصلى نمود و شهر صور را به تصرف خود درآورد . اوضاع و احوال روزبروز براى مصر بهبودى مييافت ، ليكن معاهدهء انتالسيداس ناگهان وضع را منقلب كرد و اولين صدمه بقبرس وارد آمد يعنى اردشير قوهء عظيمى فراهم كرده در مقدمهء حملهء بمصر بتسخير آن جزيره مشغول شد . اواگوراس مدت ده سال ارتش شاه را مشغول داشت و باينواسطه خدمت بزرگى بمصر كرد و بالاخره با شرايط خوب با اردشير مصالحه نمود . يعنى اجازه گرفت سالاميس را نگاه بدارد و عنوان پادشاهى هم داشته باشد . خلاصه به اين واسطه شاهنشاه از پرداختن بمصر فراغت حاصل كرد و مدت سه سال در « عكا » تهيهء فراوان ديد و آن محل را تكيهگاه خود قرار داد . در اين موقع سلطان مصر نختورهب « 4 » بود و آنچه توانست بواسطهء اجير كردن يونانيان و ساختن قلاع با آن مهارتى كه مصريان در اين كار هميشه داشتند در جلوگيرى از بليهاى كه در پيش بود كوشش كرد . كبرياس سردار يونانى را بفرماندهى قشون خود اختيار نمود و كليهء دلتا را مبدل بيك اردوگاه محكمى ساخت .
--> ( 1 ) - Evagoras ( 2 ) - Achorise ( 3 ) - Chabrias ( 4 ) - Nekhthorheb