سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

294

تاريخ ايران ( فارسى )

يونانى كوروش كه كلئاركوس نام داشت و از اهالى اسپارت و مردى باعزم و مجرب بود بسرعت لشكر عظيمى از مزدوران يونانى فراهم ساخت . كوروش از اسپارت نيز استمداد كرد ، اگرچه آن دولت معاونت آشكار ننمود ليكن هفتصد تن از سپاهيان خود را به خدمت او گماشت . بالاخره سپاه كوروش از سيزده هزار يونانى و يكصد هزار آسيائى مركب گرديد و در سال 401 قبل از ميلاد آن حادثه‌جوى بزرگ از مركز خود بعزم تسخير آسيا حركت كرد . لشكركشى كوروش ببابل كوروش همين كه از سارد راه افتاد و براى اينكه مقصود خود را از همه‌كس غير از مستشاران خود پنهان دارد چنين وانمود كرد كه قصد مطيع ساختن قوم پىسىديان را دارد . لهذا از فريگيه يا مىسيه « 1 » عبور كرده در بين راه با اپياكس « 2 » زوجهء سىين‌نه‌زيس ملاقات نمود و او مبلغ گزافى پول بوى داد . پس نيم‌دايرهء وسيعى پيموده بدربندهاى معروف سيليسى رفت ، كه بنا بقول كزنفون « بسيار صعب و ناهموار بود و اگر كسى در صدد ممانعت برميآمد البته عبور از آن دربندها غيرممكن ميشد . » « 3 » چون به اين نقطه رسيد قلل جبال را گرفته بودند ، ليكن سىين‌نه‌زيس ورود لشكريان منون « 4 » سردار تسالى كوروش را بهانه قرار داده شبانه لشكريان خود را از آنجا برداشت و سپاه كوروش بدون زدو خورد به طرسوس رسيد . در اين موقع كوروش از جهت لشكريان يونانى خود گرفتار مشكلات گرديد . كزنفون كه بعدها در همين لشكركشى اهميت كلى پيدا كرده نقل مىكند كه آنها از پيش رفتن امتناع داشتند و به روى كلئاركوس رئيس خود نيز ايستادند تا بالاخره خواهى نخواهى بتطميع ازدياد مواجب و جيره راضى شدند پيش بروند . كوروش اينوقت

--> ( 1 ) - Mysia ( 2 ) - Epyaxa ( 3 ) - به « اناباسيز » ترجمهء ويلر 1 ، 2 ، 21 رجوع كنيد . در كتاب داويد فريزر موسوم به « Lhe short cut to India » صفحهء 71 اين « دربندها » بطور وضوح شرح داده شده است ( مؤلف ) . ( 4 ) - Menon