سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

293

تاريخ ايران ( فارسى )

كه در ايام غيبت او از دربار ، مادرش براى رسيدن او بسلطنت كار خواهد كرد . روابط كوروش با اسپارت اين فرمانفرماى جوان از به دو امر مصمم بود كه موقع خود را مستحكم سازد و مزاياى مهمهء سپاهيان يونانى را درك كرده عازم بود بر اينكه از موقع خود استفاده نموده لشكر جرارى جمع آورى و مرتب كند . پس از آنكه اوضاع را به خوبى تحت مطالعه آورد بر اين عقيده شد كه اتحاد با اسپارت براى مقاصد او مفيدتر تواند بود تا با دولت بحرى مانند آتن . بنابراين با اسپارتيان بناى خصوصيت را گذاشت و برئيس زيرك ايشان موسوم به ليزاندر « 1 » مدد مالى رسانيد چنان كه قادر بر غلبهء در جنگ مهم اگوس « 2 » پوتامى در سال 405 قبل از ميلاد گرديد . تيسافرن كه موقعش ضعيف شده و دانسته بود كه كوروش در صدد طغيان است شاهنشاه را بموقع از اين قضيه آگاه كرد و بنابراين آن جوان جاه‌طلب بشوش احضار شد كه رفتار خويش را معلوم سازد ، ليكن چون بشوش رسيد پدرش در سال 404 قبل از ميلاد درگذشت . جلوس اردشير من‌مون ( تيزهوش ) 404 قبل از ميلاد با وجود نفوذ پريزاتيس ارساسس يا ارشك وارث تاج و تخت سلطنت شد و بعنوان اردشير دوم ملقب به من‌مون يعنى تيزهوش بر تخت جلوس كرد و در پاسارگاد « 3 » تاجگذارى نمود . از قرار مذكور كوروش مصمم بود برادر را در موقع تشريفات تاجگذارى در معبد بقتل رساند ، ليكن تيسافرن مطلع شده برادر بدنيت را گرفتار كرد . پادشاه در حال غضب فورا حكم بقتل او داد ، ليكن مادرشان بازوهاى خود را سپر او كرده و بالاخره معافيت او را حاصل نمود . اردشير از نادانى نجابت و بزرگوارى ايرانى را ظاهر ساخته برادر جاه‌طلب را اجازه داد كه بآسياى صغير مراجعت نمايد ، چنان كه مترقب بود او در آنجا بناى تهيهء محاربه براى تحصيل تخت و تاج را گذاشت . سردار

--> ( 1 ) - Lysander ( 2 ) - Aegospotami ( 3 ) - رجوع شود بشرح زندگانى اردشير بقلم پلوتارك كه در آنجا شرح جالب توجهى در اينخصوص ذكر شده است ( مؤلف ) .