سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

272

تاريخ ايران ( فارسى )

آسيا رفت و از قرارى كه نقل كرده‌اند چندين هزار نفر ديگر از سپاهيان گرسنهء او نيز در آنجا از گرسنگى به هلاكت رسيدند . يونانيها كشتىهاى ايران را دنبال كردند ، ليكن نتيجه نگرفتند . چون به اندروس رسيدند شوراى جنگى تشكيل داده بمشاوره پرداختند ، تميستوكل اصرار داشت كه بايد به طرف شمال رفت و پل تنگهء داردانل را خراب كرد . اورى به ياد چنان كه مترقب بود سخت مخالفت نمود ، آن آتنى مزور چون ديد حرف او پيش نميرود از آن استفاده كرده آدمش را نزد خشايارشا فرستاد و او را از قضيه مطلع ساخت . بواسطهء اين قبيل اعمال افتخار بزرگ خود را لكه‌دار نمود . مهاجمهء كارتاژيان بر سيسيل سال 480 قبل از ميلاد وقعهء ديگر از وقايع اين دورهء مهمه در سيسيل واقع شد . اهالى كارتاژ قواى مهمى براى حملهء به سيسيل و ضربت وارد آوردن بر يونان تهيه ديدند و شايد ديپلوماسى پارس هم در اين كار عامل بوده باطنا ايشان را به اين عمل ترغيب كرده باشد . خلاصه بعد از اينكه سواران و عراده‌هاى آنها بواسطهء طوفان تلف شده و از دست رفت به پانورمو « 1 » رسيدند . سردار ايشان كه هاميلكار « 2 » نام داشت از آن بندر كنار ساحل را گرفته به هيمرا « 3 » كه منظور نظر او بود رفت و آنجا را محاصره نمود . ژلون جبار سيراكوس بعجله بمدد ترون « 4 » پادشاه هيمرا آمد و پنجاه هزار پياده و پنجهزار سوار همراه آورد . كارتاژيان سواران سيراكوس را با خود بغلط متحد فرض كردند و در مقابل ايشان بدفاع نپرداختند ، به اين واسطه اردوى بحرى آنها تخريب و هاميلكار مقتول شد . پس از آن ژلون بر كارتاژيهاى دل‌شكسته حمله برد و آنها مقاومتى ننموده تماما كشته يا دستگير شدند و جنگ هيمرا هم يكى از جنگ‌هاى قطعيهء يونانيها محسوب گرديد . جنگهاى مردونيه پرده سوم يعنى پردهء آخر كشمكش طولانى دليرانه بين لشكر بيشمار آسيا و يونانيهاى شجاع وطن‌پرست بلند شد . خشايارشا هنگاميكه در تسالى توقف داشت زبدهء قشون خود را كه بواسطهء آن ايرانيان بلندهمت ميخواستند

--> ( 1 ) - Panormus ( 2 ) - Hamilcar ( 3 ) - Himera ( 4 ) - Theron