سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

271

تاريخ ايران ( فارسى )

ناوگان عظيم ما تنگ شد دوست از كمك رساندن بدوست عاجز ماند . منقارهاى مفرغى متحدين بر ناوهاى ما لطمه‌ها زد و آرايش پاروهاى آنها را سخت آشفته كرد . ناوهاى هلنى ( يونانى ) با زبردستى برگشتند و با اهرمها بر ما ضربه‌ها زدند . بسيارى از كشتىها واژگون شدند . ديگر كسى نميتوانست دريا را تشخيص بدهد . زيرا در سرتاسر سطح آب بواسطهء پاره‌هاى ناوها و اعضاى بدن كشتگان راه بند آمده و سواحل و صخره‌ها از لاشه‌ها پوشيده شده بود ، هرزورقى بىانتظام ميگريخت و هيچيك از زورقها يا واحدهاى ناوگان سپاه بربر « 1 » ما از اين قاعده مستثنى نبود . ايشان با پاره‌هاى پاروها و تخته شكسته هاى تيز مانند مردان بر ماهيهاى ( تونى ) يا گروه ماهيهاى صيد شده ، ضربه ميزدند . ناله‌ها و شيون‌هاى درهم و برهم شورابه‌هاى آن دريا را تا مسافت زيادى پوشيده بود تا آنكه بالاخره حضور شب آن وحشت را از نظرها مستور كرد . » يونانيان ملتفت اهميت پيشرفت و غلبهء خود نبودند و شب را در سالاميس به تهيهء اسباب جنگ روز بعد گذرانيدند ، ليكن چون آفتاب برآمد ديدند از سفاين پارسى اثرى نيست و يونان از هلاكت نجات يافته است . مراجعت خشايارشا در آخر محاربه خشايارشا بعجله شوراى جنگ را تشكيل نمود و در آنجا مردونيه رأى داد كه پادشاه بسارد مراجعت كند و تكميل تسخير يونان را به او واگذار نموده 300 هزار تن لشكر براى اجراى اين مقصود به او بدهد . شاهنشاه بىلياقت هم شرافت و حيثيت ايران را ملحوظ نداشته اين رأى را قبول نمود و به فراغت‌خاطر از آتيك حركت كرد ، ضمنا چون در دوم ماه اكتبر سال 480 قبل از ميلاد كسوفى واقع شد اسپارتيها هم اين واقعه را بهانه قرار دادند كه از جاى خود در تنگهء كرنت حركت نكنند . خشايارشا بعد از آنكه توقفى در تسالى نمود عقب‌نشينى خود را امتداد داده و چندين هزار از لشكريانش در عرض راه از گرسنگى و امراض تلف شدند . چون بتنگهء داردانل رسيد پل را طوفان خراب كرده بود ، لهذا سفينه‌اى پيدا كرده خود بسلامت بساحل

--> ( 1 ) - و آن بمعنى خارجى و بيگانه است ( مترجم ) .