سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
262
تاريخ ايران ( فارسى )
نبايد چندان مفيد فايده بوده باشد . از باختريان و كاسپيان و ليبيان كه بر عراده سوار ميشدند نيز داخل سواران بوده بعلاوه جماعتى از عرب داشتند كه سوار بر شتران جمازه بودند . نيروى دريائى عبارت بود از هزار و دويست ناو كه فينيقيان و مصريان و يونانيان رعيت ايران آنها را فراهم ساخته بودند . در هرناوى چند نفر پارسى يا مردم طايفهء ساكا بودند كه بطور ملوان ( ملاح ) سپاهى بفرماندهان ايرانى معاونت مينمودند . ناوهاى حملونقل عبارت از سه هزار فروند بودند . بنابر روايت هرودوت تركيب اين لشكركشى كه در تاريخ معروف بقشون كبير شده از اينقرار است : نخست پيادگان 000 ، 700 ، 1 تن دوم سواران 000 ، 100 تن سوم ملوانان و سپاهيان دريائى 000 ، 510 تن مجموع 000 ، 310 ، 2 تن قواى امدادى و ملازمان و خدمتگزاران اين عده را از پنج ميليون تجاوز ميدهد و البته اين مقدار را نميتوان باور نمود ، اما چون ايرانيها ظاهرا بكثرت عدد و عظمت كشور اهميت ميدادند شايد بتوانيم قبول كنيم كه نيروى خشكى و دريائى بانضمام تبعه و خدمتگذاران بيك ميليون رسيده باشد . از اين يك ميليون پس از موضوع كردن عملهجات كشتىها دويست هزار مردان جنگى بيرون خواهد آمد . همچنين اتباع و پيروان در يك قشون شرقى زياد مىباشد ، چنانچه از دستجاتى كه در خطوط ارتباطى جا گرفته و نيز بيماران و معلولين و غيره را بخواهيم از عدهء فوق خارج كنيم آنوقت شمارهء قشون پارسى كه در دريا و بالاخره در خشكى با يونانيان روبرو شدهاند زياد نخواهد بود ، ليكن اينقدر مسلم است كه تا آن زمان لشكركشى به اين عظمت واقع نشده بود و اين مسئله بهترين تصديقى است كه از شجاعت و لياقت يونانيها مىشود ، اما بايد دانست كه ضعف لشكر ايران بواسطهء همين كثرت عدد بود زيرا كه چنين سپاه عظيم را نميتوان براى عمليات و حركات