سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
250
تاريخ ايران ( فارسى )
طرفداران خانوادهء پيزيسترات « 1 » طمع ساتراپ ايرانى را در توسعهء خاك تقويت ميكرد و ظاهرا در اين موقع جاسوسان فرستاده شدند كه قلاع و بنادر و استعداد جنگى يونان را تحقيق كرده خبر بدهند . واقعهء ناكسوس « 2 » كه اينك ذكر خواهيم كرد قسمتى از نقشهء تسخير جزاير چندى در درياى اژه بود تا براى لشكركشى كه منظور داشتند مركز دريائى قرار دهند . طغيان يونانيان از سال 499 تا 494 قبل از ميلاد شك نيست در اينكه سبب مستقيم حركت قواى پارس بر عليه يونان طغيان يونانيهاى آسياى صغير و محرك آن جاهطلبى دو نفر از جباران يونانى بوده است كه مهمترين آنها هيستيه « 3 » فرماندار ميلت بوده كه حفظ و حراست پل دانوب را برعهده داشته داريوش در ازاى اين خدمت شهرى از بلاد طراس را به او بخشيده بود و چون براى آن شهر دژ و استحكامات ترتيب داد مورد سوءظن نمايندهء شاهنشاه گرديده بشوش احضار و توقيف شد ، اگرچه با احترام با او رفتار ميكردند . فرماندار مليت در آنوقت اريستاگر داماد هيستيه بود ، او غلامى نزد داماد خود فرستاد و چون آنجا رسيد گفت بايد در خلوت سر مرا تراشيد تا مقصود معلوم شود . چون سرش را تراشيدند ديدند بر پوست سرش عباراتى نقش ( خالكوبى ) شده مشعر بر ترغيب و تحريك يونانيها بطغيان نسبت بدولت ايران و اين پيغام با اين حسن تدبير بموقع رسيد . چه همان اوقات اريستاگر ساتراپ ايران را وادار كرده بود كه بناكسوس حمله ببرد و بواسطهء خيانتى كه در اين امر بظهور رسيد ايرانيها موفقيت نيافتند . اريستاگر همواره مترقب بود كه معزول شود بلكه مقتول گردد . البته در هريك از بلاد يونانى آسيا جماعتى كم يا زياد وجود داشتند كه طرفدار ترك اطاعت ايران بودند و چون اريستاگر از جبارى كناره گرفت شهر ميلت زود بدست اهالى شهر افتاد و جباران ديگر كه از ناكسوس مراجعت نموده و در كشتى بودند گرفتار ايشان شدند . اريستاگر باسپارت رفته براى مقاومت با پارسيها استمداد نمود ولى ثمرى نبخشيد ، ليكن آتنىها بيست كشتى و مردمان ارتريا پنج كشتى بكمك فرستادند و طاغيان بواسطهء اين مساعدت مختصرى قوتقلب يافته در سال 498 حملهء
--> ( 1 ) - Pisistratidae . ( 2 ) - Naxos . ( 3 ) - Histiaeus of miletus .