سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

251

تاريخ ايران ( فارسى )

ناگهانى بسارد بردند و آن شهر را متصرف شدند ، ليكن بر دژ معتبر آن دست نيافتند و چون نتوانستند شهر را نگاه دارند ناچار آن را تخليه نمودند و در نزديكى افسوس « 1 » گرفتار سپاهيان ايران شده ظاهرا مغلوب گرديدند ، باينواسطه آتنىها يونانيهاى آسيا را به حال خود رها نمودند و اين عمل اهل آتن كه بدوا بيست فروند كشتى فرستاده در حركت آزادىطلبى ابناء نوع خود شريك شدند و بعد آنها را تنها گذاشتند هم از شرافتمندى دور بود و هم با مصلحت و مآل‌انديشى منافات داشت . استيلا يافتن يونانيها بر سارد به تمام آسياى صغير انعكاس بخشيد و بلاد يونانى را بطغيان واداشت . از آنطرف داريوش چنان غضبناك شد كه بنابر روايات منقوله فرمان داد هميشه اوقات در موقع غذا يكنفر از بندگان به او يادآور كند و فرياد نمايد كه « اعليحضرتا آتنيان را به ياد آر » ليكن طغيان يونانيان به نظر مصلحت و بملاحظهء قوه و استعداد به كلى بيموقع بوده چه پارسيها تماما در داخله اقدام مينمودند و هرشهر يا ناحيه‌اى را كه ميل داشتند جداگانه مورد حمله قرار داده و سايرين را واميگذاشتند تا نوبت به آنها برسد . اما در عين حال شورشيان بعضى پيشرفتها كردند و مخصوصا در كاريه كه در آنجا دسته قشونى از ايران را منهدم ساختند . جنگ لاد و سقوط مليت در سال 494 قبل از ميلاد زدوخورد قطعى در دريا واقع شد . يكدسته كشتى مركب از 353 فروند از يونان مجتمع گرديد ، ليكن 600 فروند ناو « 2 » فينيقى و قبرس كه در تحت فرمان پارسيان بودند بر آنها حمله بردند . ناوهاى ساميان از ميدان جنگ روگردان شده ناوهاى لسبىها نيز پيروى ايشانرا نمودند و ايرانيان در جنگ لاد « 3 » مظفر گرديدند و ميلت كه پيشواى بلاد شورشى و اهمّ شهرهاى يونان بود بتسخير ايرانيان درآمد . مردهاى آن تقريبا تمامشان بقتل رسيدند و زنها و كودكان باسيرى به آمپ « 4 » واقع در دهانهء دجله رفتند

--> ( 1 ) - Efhesus . ( 2 ) - ناو - كشتى جنگى بمعنى اعم است « مترجم » . ( 3 ) - بنام جزيره‌اى مقابل ميلت خوانده شده است « مؤلف » . ( 4 ) - Ampe .