سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

234

تاريخ ايران ( فارسى )

اهميت اين كتيبهء سه زبانى فوق العاده است چه آنها هم از جهت معلومات تاريخى گرانبها مىباشد و هم از جهت مفتاحى كه از خط ميخى كتيبه‌هاى آشور و بابل بدست داده و بدينوسيله توانسته‌ايم كتيبه‌هاى مزبور را كاملا كشف و حل نمائيم . خرابه‌هاى پاسارگاد اكنون بمآثر و مفاخر معمارى هخامنشيان متوجه ميشويم « 1 » . در وقتى كه پارس كه يونانيان آن را پرسيس خوانده‌اند ولايت كوچكى محسوب ميشد پايتخت آن مسلم پاسارگاد بوده است و بنابراين شهر مزبور در بيان اجمالى كه از خرابه‌هاى دولت قديم ايران ميخواهيم بنمائيم سمت اقدميت دارد . در اين بيان فرض كنيم كه مسافر چنان كه براى خود من در مسافرت اول واقع شده از سمت شمال بجنوب سير نمايد محل پاسارگاد با محل پايتخت دوم كه معظم‌تر بوده تفاوت دارد زيرا كه براى پايتخت اول محل كنارافتاده‌اى در درهء كوچكى « 2 » اختيار شده و حال آنكه پرسپليس در جلگهء وسيعى واقع بوده است . بعبارت ديگر پاسارگاد پايتخت دولت كوچك ضعيفى بوده و پرسپليس پايتخت دولت معظمى بشمار ميرفته است . اولين خرابه‌اى كه در پاسارگاد به نظر ميرسد سطحه‌ايست كه در قلهء تل كم‌ارتفاع مدورى ترتيب داده شده و آن را تخت سليمان ميگويند زيرا كه سليمان در نظر ايرانيان نيز به همان اندازه حشمت و مقام دارد كه در نزد يهود دارا بوده است . سطحهء مزبور متوازى الاضلاعى است كه طول آن كليتا سيصد پا و از قطعات عظيمهء سنگ سفيد ساخته شده و بدوا سنگها بواسطهء بندهاى فلزى به يكديگر متصل بوده و بعدها آن بندها كنده شده است و چون پله و خرابهء

--> ( 1 ) - من در اينموضوع مخصوصا بكتاب معتبر لردكرزن مراجعه كرده و نيز « تاريخ صنايع » پرو ( * ) و شىپيه جلد 5 و كتاب خزائن سيحون تاليف خ ا . م . دالتون از مطالعهء من گذشته‌اند . مستر دالتون در انتخاب تصاوير كتاب خويش به من با كمال مهربانى مساعدت نموده است « مؤلف » . Perrot et Chepiez - ( * ) ( 2 ) - در سال 1917 وقتى كه يك راه عرابه رو به طرف درهء پلوار احداث ميكردند خرابه‌هاى يك سد بزرگى ( كه آن را در محل « قله جاسك » ميگفتند ) در نزديك تنگ كمين كشف گرديد . آب مخزن بوسيلهء نهرى بپهناى سىپا ( موسوم به جوب دختر ) بپايتخت قديم هخامنشى ميرفته است و اين ظاهر ميدارد كه اراضى اطراف پاسارگاد جمعيت نسبة زيادى را ميتوانسته است نگاهدارى كند « مؤلف » .