سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
231
تاريخ ايران ( فارسى )
مسافرى كه از كرمانشاه بسوى همدان ميآيد رشتهكوهى مىبيند كه منقطع و منقسم بقلههاى چند شده چنان كه در ايران اين كيفيت مكرر ديده مىشود . در پايه و قلهء آخرى كه شيب تندى دارد و چهار هزار پا ارتفاع آن مىشود يك عده چشمه موجود و به اين واسطه منزلگاه خوبى براى كاروانان مىباشد و محتمل است كه اين امر از به دو شروع تاريخ جريان يافته باشد . داريوش اين محل را براى تثبيت و مخلد ساختن اعمال خود اختيار نموده و حقيقتا خوب انتخاب كرده است . اقدم مورخينى كه از اين كتيبه ذكرى كرده ديودور سيكولوس « 1 » مىباشد كه در مائه اول ميلادى ميزيسته و او ميگويد اين حجاريها از آثار سيمراميس « 2 » است و تصوير داريوش را با آنكه ريش دارد شمايل ملكهء افسانه مانند دانسته است . جهانگردان اروپائى اوائل مائه نوزدهم نيز چندان فراستى در اين خصوص ظاهر ننمودهاند چنان كه گاردان « 3 » صور آن حجارى را حواريون اثنىعشر فرض كرده و سررابرت كرپرتر « 4 » تصور كرده است كه آن تصوير جنگ و غلبه اسرائيل مىباشد . افتخار نقل كتيبهها و ترجمهء صحيح آنها هردو از آن راولينسن است . اين دانشمند قبل از آنكه آن كتيبهء مفصل را كه به زبان نوشته شده نقل كند در خواندن خطوط ميخى ترقياتى حاصل نشده بود . هرچند لاسن و ديگران تلفظ صحيح چند حرف از حروف خط ميخى پارسى را درك كرده بودند . شخص چون شرح زحمات و مشكلات راولينسن را در نقل كتيبهها از آن كوهپاره كه تقريبا تختهسنگى عمودى است و بسه زبان ترسيم يافته است ميخواند متأثر مىشود و چيزى كه اسباب خشنودى است آنست كه بنابر قول كينگ و تمپسن كه كتاب آنها در اين موضوع جديدترين و كاملترين مؤلفات است ترجمهء راولينسن هنوز معتبر و صحيح شناخته مىشود . كتيبهها كه بواسطهء صعب الوصول بودن آنها
--> ( 1 ) - Diodorus Siculus . ( 2 ) - Semiramis . ( 3 ) - « Journal dun voyage » پاريس ، 1809 ، صفحهء 83 « مؤلف » ( 4 ) - « شرح يك مسافرت شخصى از هند بلندن » چاپ دوم ، جلد دوم صفحهء 80 و صفحهء مقابل : لندن 1827 . « مؤلف »