سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

228

تاريخ ايران ( فارسى )

مذكور است كه بعضى مواقع به خراطى يا رنده كردن چوب خود را مشغول ميساخته‌اند . از اشتغالات ادبى هيچ مذكور نيست مگر اينكه در كتاب استرتورية ذكرى از استماع قرائت كتاب تواريخ ملوك فارس و ماد ديده شده و گمان ميرود كه آن پادشاهان برعكس سلاطين آشور و نيز رعاياى آنها كه هم ميتوانستند بخوانند و هم بنويسند عموما بىسواد بودند و ما در صورتى كه ميدانيم آلفرد كبير پادشاه انگلستان هم خط نداشته بلكه شايد خواندن هم نمىتوانسته است « 1 » . بىسوادى شاهنشاهان ايران نبايد غريب به نظر بيايد حتى در اين دوره « 2 » هم من در ايران اشخاص ذيشان والامقام ديده‌ام كه خواندن و نوشتن نميدانستند و چون مكاتيب را امضاء ننموده مهر ميكردند بىسوادى ايشان به سهولت معلوم نميشد . بعد از پادشاه برحسب رتبه رؤساى خانواده‌هاى بزرگ بوده‌اند معروف بامراى سبعه كه حق داشتند در هرموقع بحضور پادشاه پذيرفته شوند مگر در موقعى كه در حرم‌سرا بوده باشد . امراى مزبور تشكيل شوراى دائمى داده غالبا مشاغل مهمه را متصدى بودند . بعد از اين طبقه امراى جوانتر و اعضاى خانواده‌هاى بزرگ بوده‌اند . اهل كسب و تجارت نهايت بيقدر و خفيف بودند و بنابراين بين امرا و رعايا طبقهء متوسط نبود . هر يك از رعايا كه بحضور شاه شرفياب ميشد در وقت ورود به خاك ميافتاد و در تمام مدت حضور دستهاى خود را بايد پنهان كند و اين عادت هنوز جاريست . اما ملبوس و اسلحهء پارسيها و آن بطوريكه از بيان مختصر هرودوت مستفاد مىشود بشرح زير مىباشد : كلاه نرمى از نمد موسوم به تياراس « 3 » بر سر ميگذاشتند و قباى الوان تنگ

--> ( 1 ) - « بريتيش امپائر » تاليف پرفسور اى ، اف ، پولارد صفحهء 23 « مؤلف » . ( 2 ) - ولى بايد دانست كه از چندين سال به اين طرف ترقياتى در آموزش همگانى كشور ايران پيدا شده بطوريكه در تمام دهات و قصبات حتى نقاط عشائرنشين گذشته از تاسيس آموزشگاهها براى خردسالان ، كلاسهائى هم با جديت تمام براى باسواد كردن كلانسالان تاسيس يافته است و آن اخيرا پيشرفتى بسزا حاصل نموده بقسمى كه از ميان اشخاص محترم و خانواده شايد امروز كمتر كسى پيدا شود كه خواندن و نوشتن را بداند « مترجم » . ( 3 ) - Tiaras .