سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
229
تاريخ ايران ( فارسى )
آستيندارى دربر ميكردند كه در آن پولكهائى از آهن مثل فلس ماهى ترتيب داده بودند و در پا زيرجامه استعمال مينمودند و بجاى سپرهاى معمولى سپرهائى استعمال ميكردند كه به شكل سبد ساخته شده بود كه زير آن تركش آويزان بوده است . نيزههاى كوتاه و كمانهاى بزرگ و تيرهائى از نى داشتند . گذشته از اين طرف راست روى شال كمر كارد يا خنجرى هم آويزان ميكردند . در حرمسرا رياست و اوليت با ملكه بوده و او حق داشت تاج سلطنتى را بر سر گذارد و بساير زوجات تحكم كند ، عايدى و مقررى مهم و اجزا و خدمهء مخصوص براى شخص خود داشت و هرزمانيكه ملكه زنى صاحب رشد و باجربزه بود نفوذ و قدرت كلى داشته است چنان كه تاريخ نظاير آن را نشان ميدهد . زوجات پستتر ظاهرا چندان نفوذى نداشتند و صدها از اين قبيل زنانى كه جزء حرم بودند جز يك شب در بستر سلطنتى شركت نميكردند مگر اينكه طرف توجه مخصوص شوند . نفوذ و اهميت ملكه هم ممكن بود باوجود حيات مادر پادشاه نقصان يابد و ملكه تحت الشعاع او واقع شود و اعمال امستريس « 1 » معلوم ميدارد كه اقتدار وى تا چه درجه بوده است . خواجهسرايان در حرمخانه و قصر سلطنتى فراوان بودند و همين كه سلاطين عياش و ضعيف النفس ميشدند اثر مجالست و نفوذ آنان شاهزادگانرا كه در تحت پرورش آنها بودند فاسد و دنى الطبع ميساخت و اين عيب امروز هم مشاهده مىشود « 2 » . مخارج دربارى به تفصيلى كه مذكور داشتيم البته تحميل بزرگى بر كشور بود و اين حال هميشه دوام داشته است و حتى ناصر الدين اخير كه از سلاطين هوشمند ايران بوده تقريبا پنجاه زن داشته و براى جميع آنها كم يا بيش مخارج گزاف متحمل ميشده است . اين بود عادات عمدهء ايران قديم و بايد گفت كه رويهمرفته محسنات آنان بر معايب غلبه داشته و چون مذهب ايشان را كه داراى تعليمات عاليهء صحيح بوده در نظر بگيريم
--> ( 1 ) - Amstris . ( 2 ) - مقصود زمان تاليف كتاب است ولى در ايران نو بواسطهء نبودن رسم پرده در ميان بانوان از خواجهسرا و حرمخانه فقط اسمى در فرهنگهاى قديم باقيمانده است « مترجم » .