سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

227

تاريخ ايران ( فارسى )

قراريكه كتزياس « 1 » نقل مىكند يوميه پادشاه تكفل پانزده هزار نفر را مينموده و براى تغذيهء اين جماعت گاو و گوسفند و بز و شتر و اسب « 2 » و خر به كار ميبرده و ميخوردند ، شترمرغ و قاز و همه قسم شكار نيز جزء ماكولات ايشان بوده است . پادشاه تنها غذا مىخورد اما بعضى اوقات ملكه و فرزندان محبوب را هم در سر غذاى خود راه ميداد و اين عادت هنوز در ايران جاريست . در وقت خوراك پادشاه بر بالش زرين تكيه ميداد و شراب فراوان مينوشيد و در ضيافتهاى بزرگ پذيرنده و اداره‌كنندهء ميهمانان بود . ظروف سيم و زر فراوان نمايش داده ميشد چنان كه در انگلستان حاليه نيز معمول مىباشد . اگرچه در آنجا ظروف زر خالص نادر است . مشغلهء سلطنتى جنگ و شكار بوده و مادام كه اين اعمال متروك نشده مردانگى آنان كاملا محفوظ ميماند . در محاربات پادشاه در قلب لشكر جا ميگرفت و ميبايست شجاعت و دلاورى ظاهر نمايد . در موقع شكار مصادف شدن با شير و گراز با تير و كمان اگر چه بمدد سگهاى شكارى هم بود البته بيش از شكارهاى بزرگ امروزى جرئت و قوت قلب لازم داشت . بعدها شكارها را مطابق رسوم آشوريها در « فراديس » يا باغهاى وسيع محصور نگاه ميداشتند و يقين است كه در اين صورت صيد بدست آوردن سهل‌تر از اين بوده كه شيرى را در بيشهء خودش عقب كرده آن حيوان سبع را شكار كنند . گورخر نيز هميشه از شكارهاى مطلوب بوده و ظاهرا سواران متعدد در سر راه آن حيوان ميگماشتند و تدريجا او را بمعرض صيد ميآوردند « 3 » . در درون قصر و عمارت تفريح پادشاه بازى نرد بود ليكن چون سلاطين تمام امور كشورى را به وزراء خود تفويض مينمودند برحسب قاعده ميبايد غالبا مبتلا بكسالت و مانند مردمان عياش اين دوره در گذراندن اوقات گرفتار حيرت بوده باشند چنان كه

--> ( 1 ) - Ctisias . ( 2 ) - امروز در هيچ‌جاى ايران گوشت اسب خورده نميشود و اما گوشت شتر و آن گاهگاهى مصرف مىشود و خود من بعضى اوقات كباب‌هاى خيلى خوبى از گوشت شتر خورده‌ام « مؤلف » . ( 3 ) - Xenophon , Anabasis 1 . s . 2 .