سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
225
تاريخ ايران ( فارسى )
يا مثله را دربارهء راهزنان و دزدان و ساير اشرار با اقتضاى زمان مورد ملامت قرار دهيم در صورتى كه ميدانيم در كشور خودمان بعد از جلوس ملكه ويكتوريا نيز سرقت گوسفند مجازات قتل را داشت . راست است كه خفه كردن آدم در توى خاكستر « 1 » و زنده بگور كردن و پوست كندن و مصلوب نمودن در نظر مردم اين عصر مجازاتهاى فجيع مينمايد ليكن در اروپا در قرون وسطى همين قسم جزاهاى فجيع ميدادند . موقع زنان تعدد زوجاترا در آنزمان تشويق مينمودند و مثل اين دوره « 2 » طبقات عاليهء نسوان خود را از انظار مخفى نگاه ميداشتند . در مسافرتها براى آنان تخت روانها به كار ميبردند كه اطراف آن را پردهها مستور ميداشت و در كتيبهها و حجاريها هيچوقت تصوير زن ديده نميشود ، اما از طرف ديگر گمان ميرود كه زنان بدوى در حجاب نبوده و احتمال دارد كه احوال آنها بهتر از زنان محجوب شهريان كه حتى پدر و برادر خود را اجازهء پذيرائى نداشتند بوده است « 3 » ليكن چون اين ترتيب در كليهء مشرقزمين قاعدهء عمومى بوده پارسيان از اين حيث مانند ساير همسايگان خود بودهاند معهذا انحطاط دولت عظيمهء پارس تا يك اندازه بواسطهء دسايس خواجهسرايان وزنهاى اندرون يعنى حرمخانه بوده چه در آنجا اشتغال به كار و زحمت اسباب وهن و خفت محسوب ميشد و وجههء همت آنان از اين بابت بسى پستتر از زنهاى يونانى بوده زيرا كه در يونان هم اگرچه زنها خانهنشين بودند ليكن اوقات خود را مصروف رشتن و ساير اعمال خانهدارى ميداشتند و مادام كه زنان مشرقزمين بيرون نيامده و تميز بين خوب و بد را نياموزند اميدى نيست باينكه اولاد ايشان بتوانند با فرزندان پدر و مادرهائيكه هردو تربيت شدهاند در يك درجه واقع شوند و اين اصل از اصول اساسى مسلم است « 4 » .
--> ( 1 ) - مجازات مزبور بدين ترتيب بود كه بزهكار را در حفرهاى كه با خاكستر انباشته شده بود ميانداختند كه در آنجا او آهسته و تدريجا خفه ميشد « مؤلف » . ( 2 ) - يعنى زمان تأليف كتاب و گرنه امروز در ميان بانوان ايرانى هم رسم پرده متروك است « مترجم » . ( 3 ) - زنان بدوى كه از اين قيود آزادند ، در لياقت و فعاليت هيچ قابل مقايسه با زنان شهرى نيستند و به همين جهت فرزندان رشيد و باكفايت بار ميآورند « مؤلف » . ( 4 ) - امروز زنان ايرانى در زندگانى اجتماعى با مردان همقدم شده و تقريبا همان حقوق به آنها داده شده است كه زنان ملل راقيه دارا ميباشند « مترجم » .