سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

217

تاريخ ايران ( فارسى )

از دست داده شده در تاريخ يونان هم راجع باهميت آن قوم بواسطهء كثرت مداقه و تكرار نظر ، راه مبالغه رفته و زياده‌روى كرده‌اند . حال اگر بخواهيم نظر داريوش را معلوم كنيم چون مشكل است قبول نمائيم كه آن پادشاه براى خطر موهوم قطع خطوط ارتباطيه به چنين لشكركشى پرزحمت و پر مخارجى اقدام كند عقيدهء من اين است كه منظور نظر داريوش يونان نبوده بلكه ميخواسته است ولايت طراس را تا رود دانوب مسخر كند و به سيت‌ها كه در حدود يكقرن پيش شرق نزديك را ويران كرده بودند و در نظر ايرانيان داراى اهميت بوده و معروف بود كه طلا در آن مملكت فراوان مىباشد حمله ببرد و شايد دلائل و قرائنى هم كه امروز بر ما مجهول است داشته بر اينكه آن طايفه باز خيال تاخت‌وتاز بولايات او دارند و بواسطهء اين حركت اميدوار بوده است كه از خطر جنبش آنها جلوگيرى نمايد ، بالاخره اين نكته را هم ميدانيم كه در كتيبهء نقش رستم ذكر سيت‌هاى ماوراء دريا شده و ممكن است كه حمله بچنين دشمنان دوردست و رفتن به سرخانهء آنها موجب رعب و اهميت و مزيد بلندنامى شاهنشاه بزرگ بوده باشد . ترتيب لشكركشى در سال 512 قبل از ميلاد در ضمن اين جنگ داريوش قابليت خود را در علم جنگ مثل ساير موارد ظاهر نموده قبل از آنكه لشكر عظيم خود را به حركت آورد به ساتراپ ( والى ) ولايت كاپادوكيه امر كرد كه به سواحل شمالى بحر اسود تاخت‌وتاز نمايد ويژه به اين نظر كه بعضى اسرا بچنگ آورد . اين عمليات مقدماتى در كمال خوبى انجام گرفت و از جمله اسرائى كه گرفتار شدند برادر يكى از رؤساى محلى بود كه اطلاعات او بايد بسيار مفيد و قابل‌توجه بوده باشد ، اين لشكركشى بزرگ تقريبا در سال 512 قبل از ميلاد شروع شد و در نزديكى قسطنطنيهء حاليه از بغاز بوسفور بتوسط پلى عبور نمود و آن پل را اهالى بلاد يونانى آسياى صغير ساخته و شهرهاى يونانى مجاور آن ناحيه آن را محافظت مينمودند . از آنجا سپاه عظيم داريوش بهمراهى كشتىها به طرف مصب رود دانوب حركت كردند و همه در نزديكى بحر اسود طى طريق نمودند و ضمنا اهالى طراس را در تحت اطاعت درآوردند ، فقط يك