سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

191

تاريخ ايران ( فارسى )

در قصر خود تودهء آتش برپا نموده با اجزاى خانواده و نفايس خويش بالاى آن رفت ، ليكن افسانهء يونانيان بطوريكه هرودوت روايت نموده اينست كه اين قضيه بموجب حكم كوروش واقع شده و در آن موقع پادشاه ليدى بخاطر آورد كه سولون حكيم يونانى سابقا به او گفته بود تا عاقبت كار شخصى معلوم نشود نميتوان او را سعادتمند خواند ، پس آهى كشيده سه نوبت اسم سولون را به زبان آورد ، كوروش برقت آمده حكم كرد آتش را خاموش كنند ليكن خاموش نميشد ، اينجا آپوللو « 1 » پرستندهء خود را نجات بخشيد و باران وافرى فرستاد و آتش را خاموش نمود . گمان ميرود كه حقيقت مطلب اين باشد كه كرزوس بميل خاطر خود بالاى آتش رفته و پارسيان بموقع رسيده او را نجات دادند و اينكه معروف است كه كرزوس تا آخر عمر خود در دربار سلاطين ايران بعزت و احترام سركرده مؤيد اين نظر است « 2 » . موقع جغرافيائى يونان موقع جغرافيائى يونان از جانب مشرق براى ترقى و آبادى نهايت مناسبت را داشته است بواسطه اينكه هيچيك از دول اوليهء بزرگ آسيا نزديك به دريا نشده و قوهء بحرى ترتيب نداده بود . بلاد يونان در كنار بحر اژه واقع و درياى مذكور داراى جزائرى بود كه بقدرى بهم نزديك بودند كه براى كشتى رانان كمتر اتفاق ميافتاد كه خشكى از نظر ايشان غائب شود . دول معظم هم دور بودند و غير از دولت مصر هيچكدام قرب جوارى نداشتند كه محل واهمه شوند ، بنابراين يونانيها طبعا ملاح و تاجر و غارتگر دريائى شده و باينواسطه ميتوانستند از تمدن قديم مصر و بعد از آن بطور غيرمستقيم از ثروت بابل استفاده كنند بدون اينكه ولايت خود را از دست بدهند . از طرف ديگر خصايص طبيعى يونان و شايد همان اطمينان و امنيت

--> ( 1 ) - Apollo . ( 2 ) - ى ، ادوردس در دائرة المعارف مذهب و اخلاق تحت عنوان « قربانى انسانى » ( پارسيان ) شرحى در اينخصوص نوشته است ، او در اينمقاله باستناد منظومه‌اى كه جديدا از باك‌كىلايدس ( Baechylides ) متولد در 507 پيش از ميلاد كشف شده و نيز از يك ظرف گلى متعلق به قرن پنجم يا ششم ميلادى كه در موزهء لوور موجود است ميگويد كرزوس مخصوصا مرگرا بر دستگير شدن بدست دشمن ترجيح داده است و نيز مراجعه شود به ( Adonis , Attis , Osiris ) تأليف ژ . جى . فريزر صفحهء 89 « مؤلف » .