سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

190

تاريخ ايران ( فارسى )

برده در مقدم صفوف خود شتران قرار داد و بوى اين حيوانات « 1 » اسبهاى لشكر دشمن را رم داده بسركشى واداشت . ليديهاى رشيد پياده شده كوشيدند و در مقابل كثرت عدد پارسيان شربت هلاك نوشيدند و بقية السيف آنها بسارد گريختند . تسخير سارد در سال 546 قبل از ميلاد كرزوس بواسطهء استحكام قلعه و حصار و مساعدت زمستان ممكن بود ايرانيان را معطل كند تا متحدين او جمع شوند ليكن باز بخت همراهى نكرد و از قراريكه هرودوت نقل كرده است كوروش بعد از اينكه چهارده روز شهر را در تحت محاصره داشت جائزهء خوبى معين كرد براى كسى كه اول دفعه وارد شهر شود و برحسب اتفاق يكى از پادگان شهر از بالاى صخرهء مرتفعى كه به نظر غيرممكن الوصول ميآمد به زير آمده كلاه خود را كه افتاده بود برداشت و مراجعت نمود . يكى از لشكريان كوروش كه از طائفه مردها بود اين واقعه را ديد و راهى كه آن شخص پيموده در نظر گرفت تا به اتفاق چند نفر از رفقاى خود پادگانرا كه باستحكام موقع خود مغرور بودند بغفلت گرفتند و دروازهء شهر را براى قشون ايرانى باز كردند و بدينطريق شهر سارد در سال 546 « 2 » قبل از ميلاد مسخر گرديد و اين جنگ البته اهميت تمام دارد چه اگر كرزوس سفاهت نكرده و فتح و ظفر نصيب او شده بود مجراى تاريخ عوض شده و اوضاع دنيا به كلى طور ديگر پيش ميآمد ، بارى مغلوبيت او تنها دولت مرتبى را كه ممكن بود در شاهنشاهى آسياى غربى با كوروش تنازع نمايد از ميان برداشت و كوروش را داراى مملكتى كرد كه سابق بر آن هيچ دولتى به آن وسعت نرسيده بود . سرنوشت كرزوس برحسب ظاهر كرزوس نيز كارى را كه پادشاه نينوا در پنجاه سال قبل كرد ميخواست بكند و براى اينكه بدست دشمن نيفتد

--> ( 1 ) - درست در سى سال قبل بخاطرم ميايد كه يك روز سوار بر يك اسب جوان استراليائى بودم كه ناگهان اين حيوان از ديدن شتر و يا احتمال قوى مىدهم از بوى وى براى اولين بار هراس برداشته بناى خرخر و سركشى را گذاشت « مؤلف » . ( 2 ) - در خصوص اين تاريخ رجوع شود به « Etudes » صفحهء 412 « مؤلف » .