سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

189

تاريخ ايران ( فارسى )

بفارس فرار كرده سرّ او را فاش كرد و خيالات كرزوس را بر كوروش مكشوف ساخت « 1 » محاربهء ايران و ليديه نقشهء كوروش موافق مطلوب نتيجه داد ، چون به كاپادوكيه وارد شد متحدين كرزوس هنوز نرسيده بودند بنابراين باب مذاكرات مفتوح شد و كوروش به پادشاه ليديه تكليف كرد كه جان او محفوظ و سلطنتش را ابقا نمايد به شرط اينكه پيمان تبعيت كوروش را بكند و از اطاعت سرنپيچد . كرزوس البته اين شرايط را نپذيرفت و جنگ درگرفت ، اما ليديها غالب شدند « 2 » و متاركهء جنگ سه ماهه برقرار شد و چون مخاصمه تجديد گرديد ليديها در پتريه « 3 » بواسطهء كثرت نفرات پارسيان مغلوب شدند و كرزوس شبانه بجانب سارد فرار نمود و آبادى هاى سر راه را خراب كرد تا پيشرفت پارسيان را مانع شود و اميدوار بود كه كوروش جرئت نخواهد كرد خطوط ارتباط خود را زياده طولانى نمايد در صورتى كه زمستان در پيش و بابل در حال خصومت در پس بود . اما نبونيد رفيق خود را رها كرد و بمحض اينكه از طرف كوروش عنوان مصالحه بميان آمد قبول نمود و ظاهرا ملتفت نشد كه استقلال دولت او هم مانند ليديه در خطر خواهد بود . كوروش چون از بابت پشت‌سر خود فراغت خاطر پيدا كرد كفايت خود را در حركت سريع بجانب سارد ظاهر ساخت . كرزوس بهيچ‌وجه مترقب اين حركت نبود و يقين داشت كه سرماى زمستان مانع اعمال جنگى خواهد شد و بنابرين از روى سفاهت قسمتى از سپاهيان خود را مرخص كرده و متفقين خويش را خبر داد كه تا بهار در حركت تأخير نمايند . معهذا تزلزل بخاطر راه نداده مهيا شد كه در جلگهء صاف هرموس با سواران خود از دشمن مهاجم جلوگيرى نمايد . اما كوروش تدبيرى را كه امروز نزد همه معلوم است به كار

--> ( 1 ) - ديودور سيكلوس 9 ، 32 . اما اينرا نميشود باور كرد كه كوروش از انعقاد يك قرارداد به اين مهمى به كلى بى خبر بوده است « مؤلف » . ( 2 ) - رجوع شود بكتاب « The passing of the Empires » تأليف ماسپرو صفحهء 618 يادداشت 3 كه در آنجا براى عدم متابعت از شرحى كه هرودوت راجع به اين جنگ نوشته دلايل موجهى اقامه شده است « مؤلف » . ( 3 ) - Pteria .