سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
175
تاريخ ايران ( فارسى )
بواسطهء اين انحراف ضحاك كه پادشاه سوريه بود برانگيخته شده تا بر او حمله برد و او با آنكه به سيستان و هندوستان و حتى باقصى بلاد چين فرار كرد بالاخره گرفتار چنگ دشمن خونخوار گرديد و بيرحمانه بقتل رسيد ، يعنى او را بين دو تخته چوب گذاشته بتوسط استخوان تيغهء پشت ماهى اره كردند . ضحاك كه جمشيد را به اين خوارى هلاك كرد شخص افسانهايست و اسم او محرف از اژى دهاك يعنى مار اولى مىباشد و در افسانههاى ايرانى پادشاه عرب شده و گفتهاند كه از دوشهاى او مارهاى صفير زنندهاى بيرون آمده كه يوميه مغز سر دو نفر آدم غذاى آنها بود و اين خونخوارى ضحاك اسباب انهدام دولت او گرديد . فريدون و كاوه كاوهء آهنگر كه پسران او را كشته و مغز آنها را غذاى ماران ساخته بودند مردم را به طغيان واداشت و فريدون را كه از نسل سلاطين بود جستجو كرده رئيس شورشيان قرار داد و بعد از محاربات چندى كه چرمپارهء « 1 » پيشبند آهنگر در آن جنگها بطور پرچم به كار ميرفت ، بالاخره ضحاك گرفتار و در درون دهانهء كوه دماوند در بند شد تا به سختى جان داده همانطور كه پرومتئوس در كوه قفقاز به بند آمد . حقيقتا داستان ضحاك بحكايت پرومتئوس كمال شباهت را دارد . فريدون كه قديما تريتونا خوانده شده على الظاهر همان تريتانا مىباشد كه در ويدا مذكور است و اعتبار او در آن كتاب به اينست كه سر عفريت پرزورى را قطع نموده است . سه پسر فريدون بنابر تاريخ افسانهاى فريدون سه پسر داشته مغرب را به سلم و مشرق را به تور داده ( و به همين جهت آن ناحيه توران خوانده شده است ) و تخت و تاج ايران را بعد از خود به فرزند كوچكتر يعنى ايرج واگذار كرد . برادران بزرگتر اين ترتيب را نپسنديدند و تهديد كردند كه به ايران حمله كرده حقوق خود را استيفا نمايند . ايرج نزد برادران رفته اظهار داشت كه من حق خود را
--> ( 1 ) - اين چرم كه بانواع جواهرات گرانبها زينت يافته بوده پرچم شاهى ايران قرار گرفته و به درفش كاويانى معروف بود « مؤلف » .