سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

176

تاريخ ايران ( فارسى )

بر تخت و تاج ايران واگذار ميكنم تا در آخر عمر پدر ميان ما جنگ خانگى برپا نشود ، اما سلم و تور قصد قتل ايرج كردند و استغاثهء برادر را براى حفظ جان او گوش ندادند و فردوسى آن كلماترا اين قسم ادا نموده است . پسندى و هم داستانى كنى * كه جان دارى و جان‌ستانى كنى ميازار موريكه دانه‌كش است * كه جان دارد و جان شيرين خوشست ايرج به قتل رسيد و براى اينكه قبح برادركشى كامل شده سر او را حنوط كرده براى پدر پير فرستادند و او خود از كينه‌خواهى عاجز بوده چند سال بعد منوچهر پسر ايرج به حد رشد رسيده با سپاه جرّارى بجنگ اعمام خود رفت و هردو را بقتل رسانيد . سام و زال و رودابه منوچهر جانشين جد خود شد و مستشار معتبر او سام پادشاه سيستان بود و او با پسر خود زال و نوادهء معروفش رستم كه بمنزلهء هركول ايرانست دورهء افسانهء ايرانى را كامل مىكند و در آن دوره حتى سلاطين هم در جنب اين دلاوران خالى از اهميت ميباشند ليكن هيچيك از اين دلاوران در افسانهء هند و ايرانى ديده نميشوند و محتمل است كه اصلا خالى از حقيقتى نبوده و در دوره هاى بعد شاخ و برگهاى افسانه‌اى بر آن افزوده و قوهء شاعرى فردوسى آن را به اين درجه اهميت داده باشد . بارى نقل شده است كه زال در وقت ولادت سفيدمو بود و بدينواسطه سام گمان كرد كه اين طفل از او نيست و فرزند ديو است لهذا حكم كرد كه او را بكوه البرز بردند ليكن سيمرغ كه عقابى افسانه‌ايست او را در آنجا پرورانيده و بعد از مدتى سام بواسطهء الهاميكه به او شد از رفتار خود پشيمان گرديده پسر را بازآورد و او جنگجوى پرزورى شد و هنگام شكار در پيشه‌هاى افغانستان به قلعه‌اى رسيده رودابهء زيبا دختر مهراب پادشاه كابل را در آنجا بديد ، در نظرهء اولى طرفين به يكديگر مايل شدند چنان كه عاشق بوسيلهء كمند گيسوى معشوقه از برج بالا رفت . رستم پهلوان نتيجهء اين مزاوجت ولادت رستم پهلوان بزرگ ايران بود كه داستان هنرهاى او در جنگ و شكار و اكل و شرب هنوز در اذهان ايرانيان تأثير عظيم دارد . از جمله چيزهائى كه ارتباط خيلى نزديكى به اين پهلوان دارد .