سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

161

تاريخ ايران ( فارسى )

تاخت‌وتاز سيت‌ها در همانوقت كه گمان ميرفت آن ملت غارتگر ضربتى را كه سزاوار است خواهد چشيد جماعتى از سيت‌ها كه شايد با آشوريان نيز اتفاق و اتحاد داشتند بر ماد حمله كردند و كياكسار مجبور شد دست از محاصرهء نينوا برداشته بدفاع كشور خود بپردازد و در اين موقع در شمال درياچهء اروميه مغلوب شده ناچار از قبول شرائط دشمن گرديد . سيت‌ها از پيشرفت خود سرمست شده چون از ضعف آشور مطلع بودند و ميدانستند كه آن دولت در مقابل ماديها كه خود بر آنها غلبه يافته عاجز مانده بود در آنسرزمين بناى تاخت‌وتاز را گذاشتند و بر هرجا تسلط يافتند خرابى كردند و جز قلعه و حصار چيزى تاب مقاومت ايشانرا نداشت . پس چون در آشور غنيمت وافرى نيافتند مثل طوفان از آنجا گذشته ديار بديار رفتند تا بدرياى مديترانه رسيدند و ارمياء پيغمبر به اين واقعه اشاره كرده است ، در جائى كه در كتاب خود ميگويد : « و كمان و نيزه خواهند گرفت ، ايشان مردان ستم‌كيش ميباشند كه ترحم ندارند ، بآواز خود مثل دريا شورش خواهند نمود و بر اسبان سوار شده مثل مردان جنگى بضد قواى دختر سيحون صف‌آرائى خواهند كرد « 1 » » . عاقبت كياكسار بر آن تاراج كنندگان غلبه يافت باينطريق كه امير ايشان را كه ماديس نام داشت با سركردگان معتبر او به ضيافتى دعوت نموده ابتدا آنها را مست نمود ، بعد تمام آنها را بقتل رسانيد . سيت‌ها چون بواسطهء قتل رؤسا ضعيف شدند گرفتار حمله و تعرض ماديها گرديدند و بالاخره بعد از زدوخورد شديد اخراج شدند . در اين اثنا آشور بانيپال كه آخرين پادشاه بزرگ آشور بود در حدود سال 626 قبل از ميلاد وفات كرد ، اخلافش مردمانى نبودند كه بتوانند آنكشور ضعيف شدهء بيحال را حفظ كنند و از نو قوه و قدرت و اعتيار و شهرتى به آن بدهند . محاصرهء دوم نينوا از علائم متلاشى شدن دولت آشور اين بود كه نبوپولاس‌سار كه ظاهرا از طرف آشور بانيپال بحكومت بابل برقرار شده بود عنوان سلطنت و جانشينى او را اختيار كرد ، لشكرى از دهانه‌هاى فرات و دجله حركت

--> ( 1 ) - ارمياء نبى باب 6 آيهء 23 « مؤلف » .