سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
127
تاريخ ايران ( فارسى )
بودهاند كه آب و هواى برّى داشته و چنان كه پيداست دو يا سه فصل از فصول اربعه را بيشتر نديده بودند . از لغت ايشان ظاهر مىشود ساكن جلگه بوده و كوه و جنگل نداشتهاند و فقط بعضى اشجار سختجان از قبيل قان ( غان ) و بيد در آنجا بوده است . ما امروز ميدانيم كه آريانها از شمال آمدند و چون حركات طوائف بدوى دامنهء وسيع دارد بعضى را عقيده اين است كه مسكن اصلى آنها بايد در بيابانهاى وسيع شمال خراسان بوده باشد كه برحسب ظاهر در قديم الايام حاصلخيزتر از امروز بوده و يا در جلگههاى جنوب روسيه كه مجاور و مشابه بيابان سابق الذكر و آب فراوانتر است ، بعضى ديگر ناحيهء جنوب غربى بحر خزر را منشاء اصلى آنطايفه ميدانند و در هرصورت مطلب طورى نيست كه بتوان رأى قطعى در آن اظهار نمود . روايات آريانهاى ايران آريانهاى شعبهء ايرانى كه سروكار ما در اينجا با آنهاست اول از همه متمدن شده و قائل بوحدت خداوند گرديده و بنابراين مورد توجه خاص ميباشند . اينطايفه رواياتى داشتهاند مشعر بر اينكه هجرت ايشان از منزل اصلى بسبب اين بوده است كه عامل شر محل ايشان را يخ بسته و غيرقابل سكنى نموده بود و شايد كه معنى اينحرف اين باشد كه بواسطه تغيير آب و هوا مجبور به تغيير مكان شدهاند چنان كه ظاهرا غلبهء خشگى طوائف مغول را وادار كرد كه بجانب مغرب هجوم ببرند و ضمنا بساط تمدن ممالكيرا كه عرصهء تاختوتاز ايشان ميشد برچينند . در داستانهاى ويژه « 1 » به يك منزل از دست داده آريانم « 2 » و يجوا اشاره شده است و چون بواسطهء سرما مجبور به مهاجرت از آنجا شده به سغدا و مورو ( در زبان يونانى سغديانا و مرژيانا ) رفتهاند كه اولى بخارا و دومى مرو حاليه خوانده مىشود ، بواسطه ملخ و طوائف دشمن مجبور شدند سغدا را نيز ترك كنند و به باغدى كشور بلند رايت و بعدها بلخ ناميده شده بروند ، از بلخ به نيسايا رفتهاند و اين محل را با نيشاپور يكى دانستهاند
--> ( 1 ) - رجوع شود به ونديداد . « مؤلف » ( 2 ) - Aryanem Vaejo