سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

112

تاريخ ايران ( فارسى )

بودند ، ايلاميان در مقابل سپرهاى بزرگ آشوريان سپر سبكى بدست داشتند و مغفر كوتاهى بدون جغه و پر كلاه از يكمشت يال يا دم اسب بر سر گذاشته و حربهء ايشان عبارت از كمان و نيزه و دبّوس و خنجر بود ، آشوريان سپرى بزرگ و كمانى بزرگتر داشتند ، ارابهء ايلامى نيز سبك‌تر از ارابهء آشورى بود و سواران ايشان هم عددا كمتر بودند بالاخره لشكريان ايلامى بيشتر از طوائف مستقل و نيمه‌مستقل كوهستان اطراف جلگهء شوش تركيب شده و در اين صورت ظاهر است كه سپاه نامبرده با وصف شجاعت و دليرى اتحاد و استحكام يا حسن انتظام لشكر آشورى را كه تقريبا در تمام شرق نزديك سير كرده و فتوحات نموده نميتوانستند دارا باشند و با اينحال ايلاميها خود را يك حريف دلير و خطرناكى بقشون آشورى نشان دادند . ملاقات اول با كمال سختى واقع شد و جمع كثيرى به هلاكت رسيدند و هردو طرف مدعى فيروزى بودند ليكن آشوريها مجبور بمراجعت شدند و بنابراين جنگ دوريلو براى آشوريها مغلوبيت محسوب ميشد اگرچه شكست ايشان فاحش و بيّن نبود . پس در آنوقت منازعه و كشمكش متوقف ماند و سارگن دنبالهء عمليات شگفت‌انگيز و حملات خود را امتداد داده در جريان احوال يك شكست سختى به لشكريان مصر وارد ساخت در صورتى كه سرزمين هتيت‌ها ضميمهء كشور آشور گرديد و سلاطين يونانى قبرس نيز هدايا و تحف به نينوا فرستادند . تسخير ساماريه « 1 » و اسيرى اسباط عشرهء بنى اسرائيل نيز در دورهء سارگن واقع شده است . سناخريب از سال 705 تا 682 قبل از ميلاد اينك به سلطنت سناخريب پسر و جانشين سارگن ميرسيم كه بنابر آنچه در فصل سوم مذكور شد بسواحل درياى ايلام دست اندازى كرده است ، منظور او حمله بفراريهاى كلدانى بود كه ميخواستند دولت جديدى تأسيس نمايند و تا يك اندازه هم به مقصود خود رسيده ليكن در حالتى كه لشكريان او مشغول تاراج سواحل درياى ايلام بودند ايلاميها هم تحت فرماندهى كالودوش شمال بابل را عرصهء تاخت‌وتاز خود قرار دادند

--> ( 1 ) - Samaria