سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

102

تاريخ ايران ( فارسى )

سلسله‌هاى ايلامى معاصر با سلاطين بابل از احوال داخلى ايلام در دورهء سلسلهء اول بعد از حمورابى و پسرش سمسوايلونا كه بالاخره پسر كودورمبورگ پادشاه ايلام را مغلوب ساختند چيزى معلوم نيست ليكن آثارى ديده مىشود از اينكه دولت مستقلى بوده است و عنصر غالب آن انزانى به نظر ميرسد . اشخاص مهم سلاطين اين دولت خومبن‌نومنا و پسر او ميباشند و يقين است كه پدر عمر خود را صرف محكم ساختن اساس دولت ايلام نموده و پسر مشغول انتظامات كشور و مرمت معابد خراب‌شده بوده است و بواسطهء اين اعمال دين‌پرورانه آجرهاى بسيارى كه اسم او بر آنها نقش مىباشد بدست آمده است . سلسلهء كسيت بابل از 1925 تا 1185 پيش از ميلاد تقريبا اكنون بسلسلهء كسيت ميپردازيم كه منشأ آن از كوهستان زاگروس در شمال ايلام بوده و قريب شش مائه بر بابل حكومت كرده است . امروز اين عقيده شايع است كه طايفهء مزبور آريانى بوده و خداوند معتبرى كه پرستش ميكردند سورياش « 1 » يعنى خورشيد بوده است و محتمل است آنها جلوداران يا پيش‌قراول طوائف مهاجمى باشند كه در فصل هشتم اين كتاب به ذكرشان خواهيم پرداخت و چنان كه استنباط مىشود تأثير آن پايتخت بزرگ يعنى بابل كار خود را كرده و اخلاف آنها كه بطور مهاجم و فاتح آمده بودند در تحت تمدن عالى رعاياى خود درآمده برحسب ظاهر تغيير حال داده بابلى شده بودند . در زمان سلطنت سلسلهء كسيت در اواسط مجراى دجله دولت آشور طلوع نمود و صورت عهدنامه‌اى بدست آمده كه در مائه پانزدهم قبل از ميلاد بين يكى از سلاطين كسيت و پادشاه آشور بسته شده است . در سال 1275 قبل از ميلاد دولت شمالى موقتا بر بابل مسلط شد و باز تقريبا در 1100 قبل از ميلاد ثانيا استيلاى موقتى بر آنجا پيدا كرده و ليكن خيلى كم‌دوام بوده و در هردو موقع عاقبت اين كشمكشها براى لشكريان آشور بسيار بد بوده است . « 2 » با مصريان نيز روابط برقرار بود و مكاتباتى بين سلاطين آن دو كشور واقع شده

--> ( 1 ) - سورياش همان لفظ « Helios » زبان يونانى است ، رجوع شود به كتاب هال كه ذكر آن در سابق رفته « مؤلف » . ( 2 ) - رجوع شود به فصل هفتم « مؤلف » .