سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

60

تاريخ ايران ( فارسى )

وجه ديده نميشود و بنابراين نظر به شهرت شهر بابل و قدمت آن گمان ميرود انسب آن باشد كه كشور مزبور را در تمام دوره‌هاى تاريخى بابيلنيا بخوانيم . وصف بابل حال به‌بينيم كشورى كه مولد تمدنى است كه اين اندازه بر نوع بشر تأثير داشته چه قسم خاكى بوده است زيرا كه آنوقت هم مثل امروز چنان صاف و ساده و بىآرايش بوده است كه سكنهء اروپا نميتوانند تصور كنند كه وصفى هم از آن بتوان نمود . از هرطرف نظر ميكنى زمين به آسمان متصل است ، فقط جسته‌جسته نخلستانى منظر را تغير ميدهد و از جبال و تلال اثرى ديده نميشود ، در اينجا هم مانند مصر تمدن بين دريا و زمين خشك متولد شده در محلى كه خاك آن رسوبى است و باتلاقهاى وسيع در سطح آن پراكنده است و هرسال آب رودخانه‌ها آن را فرا ميگيرد و در حقيقت چنان كه سابقا توضيح شد تشكيل اين خاك بواسطهء رودخانه‌ها شده و حيات آن هم بواسطهء همان رودهاست چنان كه مصر نيز همين حال را دارد . باتلاقهاى سابق الذكر در قديم نيز مانند زمان حال يقينا مولد حميات بوده و تلفات زياد بر سكنه وارد ميآورده است « 1 » . آب و هوا و نباتات و حيوانات آن كشور آب و هواى اين خطهء زرخيز طورى است كه در آن برف ديده نميشود و سرما سخت نيست ، اگرچه گاهى اوقات شبها گزنده مىشود . در ابتداى زمستان بارانهاى شديد مىبارد و احتمال كلى دارد كه در زمانهاى قديم باران بيشتر بوده باشد ، رويهمرفته زمستان در آن ناحيه سالم و مقوى است ، اما دنبال آن ششماه حرارتى است كه براى اروپائىها موذى مىباشد و انسانرا از كار بازميدارد . امروز بادهاى صحرا خيلى هولناك است و از قديم نيز چنين بوده است . خاك آن حاصلخيز بوده و هست ، عقيدهء

--> ( 1 ) - تفاوت عمده‌اى كه بين بابل و مصر هست اين است كه در مصر رود نيل چون وارد درياى مديترانه مىشود كه غيرمحصور است براى كشتىرانى آسان نبود ، ليكن نهرهاى بابل وارد خليج ميشدند كه محصور در اراضى است و چند صد ميل زمين بر آن احاطه دارد و بنابراين كشتىرانها را تشجيع ميكرده است بر اينكه زورقهاى خود را در آبهاى خليج پيش برانند « مترجم » .