سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

61

تاريخ ايران ( فارسى )

عموم بر اين است كه اگر برنج اصلا از هندوستان است گندم و جو كه قوت غالب نوع بشر است از اين زمين تاريخى است ، بر اشخاصى كه در مشرق‌زمين اقامت دارند معلوم شده است كه مردميكه از گندم تغذيه ميكنند در قوت و همت برتر از كسانى ميباشند كه قوت غالب ايشان برنج است ژاپنىها شايد از اين قاعده مستثنى هستند . درخت خرما در بابل بسيارى از حوائج را رفع مىكند كه از جمله خوراك و مشروب و مصالح بنائى است . بعد از درخت خرما گياهى كه خيلى مفيد است نى مىباشد كه از آن كلبه‌ها و حصير و زورق ميسازند . يكى از مواد غذائى متعارف ماهى است مخصوصا باربل و كارپ و يك نوع ماهى ديگر هم هست كه در آب و غيرآب هردو زندگانى مىكند و آن را گبى « 1 » مينامند . از دواب و سباع ميدانيم كه فيل و اوروس « 2 » را بيشتر سلاطين شكار ميكردند ، در آن اوقات اسب آبى تازه بر طرف شده بوده است . شير و پلنگ و گورخر و گراز و غزال هنوز هست و فراوان مگر شير كه رو بانقراض است . شغال بسيار اما گرگ و كفتار بندرت يافت ميشوند . درّاج و بلدرچين در بوته‌زارهاى نزديك حاصل و شترمرغ و هوبره در كناره‌هاى صحرا زيست ميكنند ، اگرچه شترمرغ اين اوقات خيلى كم شده است ليكن قديما در بابل فراوان بوده . بنابقول كزنفون « 3 » لشگريان سيروس كوچك آن را شكار ميكردند . در اوقات زمستان قاز و اردك و نوك دراز يا پاشله و اقسام مرغابيها بسيار و درنا و حواصل و ساير طيور آبى هم فراوان ميباشند .

--> ( 1 ) - goby . ( 2 ) - Urus . ( 3 ) - اناباز ، 1 ، 5 ، 3 « مؤلف » .