ابو القاسم عبد الله بن محمد القاشانى

76

تاريخ اولجايتو ( فارسى )

زد . بعد از آن پادشاه او را خلعت اخراج فرستاد ، و به استمالت و دلخوشى مستظهر و مستأمن گردانيد و به خروج الزام نمود . و همچنين در شهور اين سال مولانا شمس الدين عبيدى تبريزى كه در جمله علوم يونانى و ايمانى نظير و شبيه نداشت و در همه فنون چون مردم يك فن بود با خواسته و تمول و كتب فراوان در گذشت . در مرثيهء او بزرگى گويد : نصف ذى قعده چاشتگاهى قرب ظهر * هفت و هفتصد رفته از هجرى بود چو آفتاب ( ؟ ) كافتاب فضل شمس الدين عبيدى ناگهان * گشت تسليم قضا چون ارجعى آمد خطاب و روز سه‌شنبه هشتم رمضان وصول مولانا نظام الدين عبد الملك به گاوبارى بر وفق استدعاى خواجه رشيد الدوله براى مواجههء دفع خصمان ، و او را براى مصالح و مناجح خود شرف بندگى عرض پادشاه رسانيد ، تا او را تربيت و استمالت نمود و قاضى القضاتى ممالك ايران براى او سيورغاميشى فرمود و در اردو ميخ خيمهء اقامت آهنين كرد . و همچنين از حوادث اين سال ظهور شخصى موسى نام بود كه از كوههاى كردستان خروج كرد و اساس دعوى مهدىگرى نهاد ، و تا سى هزار مرد از آحاد افراد اجناد اكراد ضالّ مضلّ برو جمع آمدند و از فرط جهالت و ضلالت دعوى بىمعنى او زود قبول كردند ، چنان كه در شهور سنهء سبع دعوت او ميان خلايق ظاهر و فاش شد و آوازهء دعوى او به دور و نزديك و ترك و تازيك برسيد . از امراى مغول طايفه‌اى كه مقيم آن حوالى بودند چون از انبعاث فتنه و فساد او بيدار و آگاه شدند ، به دفع شرّ او همسر و مرتكب گشتند و از ناگاه همه را فرو گرفتند ، و دعوت خانه برو حجر و كبس كردند ، و از زمرهء دعوت گروهى انبوه بكشتند ، بعضى را متفرق