ابو القاسم عبد الله بن محمد القاشانى
69
تاريخ اولجايتو ( فارسى )
برادرش قايم مقام او شد و امير معظم چوپان نويان از راه موغان در ولايت خالو توغل نمود ، و از ناگاه بر سر گيلكان تاخت و بر دشمنان ظفر و نصرت يافت . خالو مجروح و مهزوم به گوشهء بيشهاى افتاد تنها ، و ولايت او بيكبارگى نهب و سلب و قتل و اسر [ و ] خراب شد و از چريك چوپان نويان به غير از سه كس هلاك نشدند ، و از گيلكان جاهل گروهى انبوه هلاك شدند و طوغان پسر توغو امير تومان و امير مومن باورچى به ولايت گرجيان در آمدند ، سيد محمد كيا كه والى آنجا بود برابر نيامد و روى ننمود و چون ديو و ارون از ديدههاى مردم نهان شد . اهالى آن حوالى به ايلى و طاعت در آمدند ، و امراى مذكور بر آن ولايت مسلط و مستولى شدند و بعد از انقياد به مدد و معاونت امير طوغان قلعهء كلاجه بگرفتند و عاقبت به گناهى مأخوذ و معاقب گشتند و همه كشته شدند ، و عورات و اطفال به ولايت مازندران فرستادند ، و بر وفق حكم يرليغ جملهء امرا چون سوتاى و امير على قوشچى و توقتيمور پسر امير قورخان ايداچى و ترمناس و طغاى ابن عم ساتلمش و غيرهم با سپاه به ولايت تيمجان در آمدند كه بدان راه از گيلان برون روند . سوتاى و ترمناس بر مقدمه بودند از ياغى اثر نيافتند و به سلامت برون آمدند . و امير على كجكامود بر فوجى از ياغيان افتاد ، همه را هلاك كردند و به حدود كليشم برون رفتند ، و سيد قاسم كيا كه بر بعضى از تالش و اطراف گيلان مستولى بود و مردم را به مذهب و سنت زيد دعوت مىكرد بر هزارهء امير توقتمور ايداچى افتادند ، به استمداد و استنصار سالوك مهتر تيمجان ، و هزارهء توقتمور چون چيرگى ياغى مشاهده كردند منهزم شدند و مامشقى امير اردوى توداى خاتون امير هزاره از دور نظاره كنان هيچ سعى و جهد و مدد و معاونت نمىكرد . توقتيمور و ملك برادرزادهء موسى گوركان و پسر موسى مكنّى به طغاول ( ؟ ) و طوقلوقشاه پسر هندوچين پسر برادر توقتيمور ، و از ايواغلانان توداى خاتون ماجار با مردى