ابو القاسم عبد الله بن محمد القاشانى
28
تاريخ اولجايتو ( فارسى )
سپاهش هست در ايران و اخبارش به قسطنطين * نشستش هست در تبريز و آثارش به تركستان گوييا طينت و فطرت اورق ارغون خان به آب كرم و احسان و طين عدل و تلطّف و امتنان سرشته است و عفو و اغضا و صفح و اغماض خانان ايشان از ولايت بندگان و عثرات مجرمان به همه وجود متعارف بوده . بعد از آن به اشارت اين مبشّران و مسرعان به جوانب و اطراف ممالك و اكناف مسالك چون كبوتران هوادى بنواحى و بوادى روانه كردند و آوازهء امن و امان وصيت لطف و احسان در ديار و بلاد ممالك ايران دادند تا دلهاى پژمرده به نسايم اين بشارت زنده شدند و جانهاى رميده آرميده گشتند ، و حلاوت اين شادمانى كه ثمرهء كامرانى جاودانيست به مذاق ساكنان آفاق على الاطلاق رسانيدند . بساط رفاهيت منبسط شد و شادروان استراحت منطرح و اسباب سلوت و استنامت و ابواب استراحت و استرواح مفتوح . بيت پدر بجاى پسر هرگز اين كرم نكند * كه دست جود تو با خاندان آدم كرد خداى خواست كه بر عالمى ببخشايد * به لطف خويش ترا پادشاه عالم كرد و ملوك و سلاطين اطراف و رسولان اكناف را با انجاز آمال و حصول اغراض اجازت انصراف داد ، و چريك و الوس مغول را با امراى بزرگ قتلغ شاه نويان و چوپان نويان سپرد ، و سواد بيضهء مملكت و رعاياى تازيك را به وزراى فايق رشيد الدّوله و سعد الدّين ساوجى تفويض كرد ، كه به اصابت راى و حسن تدبير مشهور بودند و به محاسن فطنت و حصافت مذكور . و از جملهء امرا ، طايفهاى كه صلاحيت صحبت و رسوم آداب خدمات پسنديده داشتند و به سمت زهد و تقوى موصوف و به قيام اركان طاعات و عبادات و صيام و صلوة معروف ، ايشان را انيس سلوت و جليس خلوت و نديم و حريف خود گردانيد . چون امير توقماق پسر