ابو القاسم عبد الله بن محمد القاشانى

29

تاريخ اولجايتو ( فارسى )

كونجاك بن تكاجاك از قوم ختاى و امير على قوشچى پسر باتيميش و امير هرزه محمّد پسر اولتاى سلدوسى و سرقان باشقرد از الوس آننده و طاشتمور از اورق بوجاى نويان و غيرهم . و از جملهء اختصاص قدوم مباركش يكى آنك بچاغ جلوس همايون رخصتى تمام در جملهء عالم بود و هيچ فتنه و بلغاق ظاهر نشد به خلاف عهود آباء و اجداد و اعمام و اخوال و ديگر پادشاهان كه در مبدأ دولت هريك انقلابى فاحش و اضطرابى موحش طارى مىگشت و طايفهء شهزادگان و امرا سر عزيز خود به باد غرور مىدادند و به آتش تيغ جانسوز مىسوخت [ ند ] و خاندانهاى قديم ايشان به قتل و قهر و نهب « 1 » منقلع و مستأصل مىشد . و در نوبت دولت اين پادشاه دولتيار كه جاويد - عمر و برخوردار ملك و الوس باد ، توسن تند سركش گردون از روى زمين حادثه گردى و از نكباء نكبت غبار نايبه‌اى انگيخته نشد بل كه به مجرد اثر دولت و خاصيت اقبال و سعادت بىجنبش دستى و حركت پايى عفوا صفوا ممالك ايران بگرفت و بهشت‌آباد ايران كه مغبوط پادشاهان بزرگ و محسود خسروان سترگ بود به مجرد عزيمت ركضتى و هيجان نهضتى در قبضهء تصرّف و پنجهء تملّك نوّاب حضرت آمد و چون سلسلهء ممالك ايران زمين در كف كفايت او منتظم و منعقد شد و زمام تصرّف مملكت با سر پنجهء اهتمام خود گرفت ، عالميان را امن و امان كلّى پديد آمد و دلهاى خاص و عام به هوا و ولاء دولتش مفتون و مشعوف گشت . و بعد از اقامت مراسم شادمانى و بسط بساط كامرانى ، به تمشيت صدور انفاذ احكام امور وصاياى ييسون و ياساء برادر نكو غازان خان قيام نمود و از فرط محبّت و صدق اخلاص مودّت و رعايت حقوق اخوّت ، ساير امرا و اركان دولت او را برقرار سابق و رسم سالف و آنف مناصب اشغال قديم بر هريك مقرّر و موقر فرمود و امور

--> ( 1 ) در اصل : منهب