ابو القاسم عبد الله بن محمد القاشانى
27
تاريخ اولجايتو ( فارسى )
بيت اينچنين روزگار با راحت * در همه عمر كس نديد به خواب اينچنين امن و عدل و آسايش * بر نخواندست هيچكس ز كتاب اين همه يمن و عدل دستورست * مالك الملك حقّ رقّ و رقاب خواجهاى كان يسار بحر يمين * افضل الحق رشيد ملّت و دين و به امرا و نوينان و مقرّبان فرمود كه با شما در اعزاز و مواسات هيچ دريغ ندارم و در وقوع حوادث با شما در جادّهء مطاوله و مماطله و طريق مساهله و مجامله مسلوك دارم و درين معنى به آباء و اجداد نكوى خود توسل جويم و رفيع ( ؟ ) را از منزلتى وضيع به مرتبتى رفيع رسانم . چنانك از گفتار اميدوار او كام آرزو خوش شد و دهان استظهار شيرين و دلهاى امراى دولت و اركان مملكت از نصايح دلپذير و مواعظ دلگير از مواعدت او در محبّت و مودّت او تضاعف و تزايد پذيرفت و اهتزاز و استبشار تمام افزود ، به اتفاق بىنفاق از سر وجد و نشاط گفتند « الحمد للّه على نعمه » كه خطّهء روى زمين باز به عدالت و نصفت و مرحمت و شفقت چنين پادشاهى دادگر و خانى عدل - گستر ، رعيّتپرور ، كريم ، رحيم ، عطوف ، رؤف ، آراسته و پيراسته شد و آرزويى كه در خاطر گذشتگان لفوف 39 بود به عيان و اعلان پيوست ، و عدل و راستى و امن و ايمنى كه يكچندگاه از ميان خلايق مستور و متوارى بود بتازگى در عالم كون و فساد ظاهر شد ، و ترس و هراس از دلهاى حزين و خوف و بيم از جانهاى غمين برخاست ، و به وفور مرحمت و شمول عاطفت الهى مبدّل گشت . و چون از وظايف طويها فراغى حاصل آمد در كليات مهمات امور مملكت نظر فرمود و در كار مصالح چريك تأمل . بيت همى تا دولت و ملكست در ايران و در توران * محمد الجتو خانست در توران و در ايران