ابو القاسم عبد الله بن محمد القاشانى
26
تاريخ اولجايتو ( فارسى )
و امرا و اركان دولت به انتفاع شراب ارغوانى و استماع سماع اغانى ، راح ارتياح از اقداح افراح مىنوشيدند و دلها بىكبر و عداوت در محبّت و مودّت يكديگر مىكوشيدند و چون ممالك آباد و مملكت بىمنازع و لشكر مطيع و ايّام مساعد و دولت معاون و اقبال موافق و بختقرين و سعادت رفيق و انصار و اعوان متظاهر و يمن سرور حاضر و سعود ناظر و ابواب خللها مسدود و كام و مرام مجموع ، در آن روز انصاف طرب و شادى از زمانهء پر بهانه بستدند و داد جوانى و ايّام كامرانى بدادند . سلطان به هزار لطف اين بيت املا كرد ، بيت اقبال مساعد است و ايّام بكام * اكنون نكنم نشاط كى خواهم كرد ! و هيچكس از خاصّ و عام نماند كه موصول احسان و مشمول انعام پادشاه نشد و به سجايا و عطاياى او به نصيبى كامل و حظى وافر محتظى نگشت . و در رعايت جانب رعايا بر وفق وصاياى 38 غازان خان فرمان نفاذ يافت ، و اركان دولت و اعيان مملكت را نصايح جميل و مواعظ جزيل ايراد و القا كرد كه به همه وجوه جانب رعايا محمى و شرايط تحفّظ و تيقّظ مرعى بايد داشت ، كه رعايت رعيّت سبب انتظام عقود عالم و قوام مصالح و مناظم مناجح بنى آدم است ، و بر وفق امر آقاى بزرگوار كافّهء خلايق را از مصادرات نامعهود و مطالبات ناواجب و قوانين نمارى ( ؟ ) و زوايد مستحدث مأمون و محفوظ فرمود . و از عواطف ظلم و صرصر عدوان بقاع و ضياع مسلّم داشت ، و فرمود كه تا به امروز از هركه گناهى صادر شده است قلم عفو و صفح بر جرايم و آثام او كشيده آمد و استقالت از عوارض زلّات و استعطاف استعفا از سوابق عثرات نموده شد و رعاياى بيچاره را بر سر مال و خان و مان و ضياع و عقار مستأمن گردانيد ، تا مشرب هواى از تغيير زمان و تكدير حدثان صافى ماند ، و هر كس به احوال خود مستظهر و مستوثق گشتند و در بقاى دولت كوشيدند .