ابو القاسم عبد الله بن محمد القاشانى

248

تاريخ اولجايتو ( فارسى )

( 102 ) - وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ « و نمىخورند اموالشان را ميان خودشان بباطل » سورهء 2 ( البقره ) آيهء 188 . ( 103 ) - وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ « يكديگر را مكشيد » سورهء 4 ( النساء ) آيهء 29 . ( 104 ) - در حاشيه آورده است : ما قاله فى الاصول لا فى الفروع كذا فى الافكار و الحواقف ( شرح ) . ( 105 ) - در اصل اثيت ، داراى دو طبيعت بودن و دو وحدت مغاير داشتن ( نك لغت‌نامه دهخدا اثنينيت ) . ( 106 ) - لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ « پرسيده نشود از آنچه مىكند و ايشان پرسيده شوند . » سوره 21 ( الانبيا ) آيه 23 . ( 107 ) - چنين است در اصل . ( 108 ) - در اينجا چند عبارت فوق نامفهوم است و منظور مؤلف درك نشد . ( 109 ) - در اصل دادند . ( 110 ) - خانقاحيه ؟ ؟ ؟ ، چنين است در اصل . ( 111 ) - در اصل مال . ( 112 ) - در اصل باز . ( 113 ) - در اصل باشند . ( 114 ) - قايم انداختن از اصطلاحات بازى شطرنج است و قايم‌انداز شطرنج باز ماهر را گويند ( نك . مهمان نامهء بخارا ) - ص 154 سطر نوزدهم و ص 363 سطر 6 ) . ( 115 ) - مره شايد اسم خاص باشد . ( 116 ) - در اصل بست است . ( 117 ) - ( ص 115 ) - مفاليس جمع مفلس به معنى نادار است اما مناسب مقام نيست . ( 117 ) - ( ص 117 ) - فراوان بر گذشته به معنى زياد عمر كرده است . در اصل : ابحاد و اعوار . ( 118 ) - در اصل : با . ( 119 ) - فَنَظَرَ نَظْرَةً فِي النُّجُومِ . فَقالَ إِنِّي سَقِيمٌ « پس نگريست نگريستنى در ستارگان ، پس گفتا براستى من بيمارم » سورهء 37 ( الصافات ) آيه 87 و 88 . ( 120 ) - در اصل : امين ؟ ؟ ؟ . ( 121 ) - در اصل اردوبينه . ( 122 ) - در اصل : فوات . ( 123 ) - عبارت روشن نيست . ( 124 ) - كَلَّا إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى « چنين نيست ، حقا آدمى گردن‌كش است آن‌گاه كه خود را بىنياز بيند » . سورهء 96 ( الفلق ) آيهء 7 - 6 . ( 125 ) - اذا تم امر دنا نقصه - توقع زوالا اذا قيل تم « هرگاه امرى كامل گرديد ، نقصان آن نزديك مىشود . منتظر زوال باش هر آن‌گاه كه گفتند كمال يافت . ( 126 ) - در اصل : خفقان . ( 127 ) - در اصل : افتاد . ( 128 ) - در اصل پاره‌نان ؟ ؟ ؟ . اصطلاح نان‌پاره به معنى مقررى در ادبيات اين دوره آمده است .