ابو القاسم عبد الله بن محمد القاشانى
249
تاريخ اولجايتو ( فارسى )
( 129 ) - در اصل : كريم . ( 130 ) - در اصل رايتمورها . اذا رأيتموهما مجتمعين ففرقوا بينهما فانهما لا يجتمعان على خير « هرگاه آن دو را با يكديگر ديديد بين ايشان تفرقه بيندازيد ، چه آنان در كار خير باهم جمع نمىشوند » . ( 131 ) - عرقوب نام يكى از عمالقه كه دروغگوترين مردم زمان بوده و تازيان در خلف وعده به وى مثل زنند ( نك . مجمع الامثال ص 648 ) . ( 132 ) - در اصل دادند . ( 133 ) - اذا اراد اللّه بملك خيرا قيض له وزيرا صالحا ان نسى ذكره و ان عدل اعانه « هنگامى كه خداوند خير براى پادشاهى خواهد ، براى او وزير صالحى بر مىانگيزد ، چه زمان فراموشى يادآور او باشد و به هنگام عدل يار و مساعد او باشد . در اصل « و نسو و ايمانه » آمده است . ( 134 ) - در اصل و اضافى آمده است . ( 135 ) - اشاره به آيهء : وَ نادى فِرْعَوْنُ فِي قَوْمِهِ قالَ يا قَوْمِ أَ لَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ وَ هذِهِ الْأَنْهارُ تَجْرِي مِنْ تَحْتِي أَ فَلا تُبْصِرُونَ « و فرعون در قوم خود ندا كرد ، گفت اى قوم ، آيا مرا پادشاهى مصر نيست ، و اين نهرها كه از پايين قصر من جارى است ؟ پس آيا نمىبينيد ؟ ! » سورهء 43 ( زخرف ) آيهء 51 . ( 136 ) - در اصل كساف ، كشاف محلى است در موصل ( نك معجم البلدان ) . ( 137 ) - در اصل ست و عشر ، و اين سهو است . ( 138 ) - لين پول پدر تاليقو را قدامى آورده است . ( نك . طبقات سلاطين اسلام مقابل ص 242 ) . ( 139 ) - در اصل ستمايه و اين سهو است . ( 140 ) - در اصل رميح ( ؟ ) و اين لغت شناخته نشد . ( 141 ) - « قالُوا لا طاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجالُوتَ وَ جُنُودِهِ » گفتند ما را امروز توانايى به مقابلهء جالوت و لشكرش نيست » سورهء 2 ( البقره ) آيهء 249 . ( 142 ) - چنين است در اصل . اين كلمه به معنى پرى است كه دليران و پهلوانان به دستار زنند . شايد كلكم به معنى منجنيق بهتر باشد . ( 143 ) - در اصل : انجاييى . ( 144 ) - در اصل : بر خلاف و هواء من و رضاء من . ( 145 ) - يعنى او به خورشيد زمين خود آشناتر است . ( 146 ) - در اصل . . . قيس در جهاز ساض بزاد و نفقه . شاص به معنى مشحون مىتواند باشد . ( 147 ) - جهازات معبرى به معنى كشتىهائى كه از جائى عبور كنند ( نك . دزى . ج اول ص 91 ) . ( 148 ) - ظاهرا بركه صحيح است . ( 149 ) - اشاره به آيه : مِمَّا خَطِيئاتِهِمْ أُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا ناراً فَلَمْ يَجِدُوا لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْصاراً « ايشان به جهت گناههايشان غرق شدند و داخل آتش شدند ، پس ايشان را نيابند از ياران خدا » سورهء 71 ( نوح ) آيهء 25 . ( 150 ) - در اصل : بترسيدند .