ابو القاسم عبد الله بن محمد القاشانى
194
تاريخ اولجايتو ( فارسى )
مادر و برادر هلاك فرمود كردن ، در نظر و حيوة خود تاج و تخت به پسر دومين الياس به جاى خود تفويض كردن . و تا سه ساله مواجب و جامگى لشكريان بداد و به هنگام عصر جان نازنين تسليم كرد ، هرچه او با عم خود كرد پسر با او همان كرد . بيت همان بر كه كارى همان بدروى * سخن هرچه گويى همان بشنوى « جئنا الى ما شئنا » با سياقت سخن آييم : در اثناى اين حال از جانب خراسان از خدمت شهزادهء جهان ابو سعيد متواتر ايلچيان به طلب وجوه لشكر مىرسيدند . پادشاه از وزرا بازخواست مال كرد . خواجه رشيد الدّوله مىگويد : اگر چنانك در همهء ممالك پادشاه يك برات به علامت من يا كسان من باشد جواب همه مال عالم بر من باشد ! و خواجه تاج الدّين مىگفت : منم و وزارت و جامهء كرباسين و مركوبى عاريتى ! و بردانگى وجوه قادر نه ، مگر وظيفه و راتبهء انعام پادشاه . مع هذا چون ما هردو به مشاركت يكديگر تمشيت امور مىكنيم و موارد و منافع و فوايد و مداخل به رتبت تسويت 183 است ، پس چگونه به گاه ملتمسات خرج و بازخواست شريك و انباز نباشى ؟ رشيد مىگويد : از براى آنك به التمغا و بروات و علامات تو استيفا و تحصيل مال عالم مىكنند . چون ماجراى وزرا به سمع اشرف پادشاه رسيد ، رشيد را فرمود كه تو نيز علامتى ديوانى ميكن . رشيد به پاسخ مىگويد : من چگونه شريك كسى شوم كه اگر مالى بر ولايتى بشكند يا عاملى تلف كند جواب او كوتاه دستى و كمطبعى و جامهء كرباسين باشد ؟ مع هذا كه نواب و متعلقان تو به ايام سابق بردانگى وجوه قادر نبودهاند و امروز هريك قارونى است . خواجه عليشاه مىگويد : چون ارزاق سپاه زيادت از محصول اموالست و دخل از خرج قاصر ، و و اصل از حاصل خاسر ، جرم من پس چه باشد ؟ پادشاه بفرمود تا ممالك را بر وزرا به دو قسم كردند : از