ابو القاسم عبد الله بن محمد القاشانى
195
تاريخ اولجايتو ( فارسى )
آب ميانه و كنار پول زرههء عراق عجم و فارس و كرمان و شبانكاره و لور بزرگ و كوچك تا سرحد خراسان به رشيد الدوله سپرد ، و تبريز و ديار بكر ربيعه و موغان و اران و بغداد و بصره و واسطه و حلّه و كوفه به خواجه تاج الدّين عليشاه وزير تفويض فرمود . بعد از آن هردو قسم يكى شدند و هريك نشانى مىكرد و به استنابت رشيد ، علاء الدّين محمّد پسر عماد الدّين مستوفى خراسانى نامزد شد و به نيابت خواجه تاج الدّين ، عزّ الدّين قوهكى مفوّض گشت . و خواجه رشيد الدّين به قشلاميشى ارانيه مدت چهار ماه به عارضهء درد پاى و بيمارى مبتلا بود و تردد به حضرت پادشاه ناممكن ؛ و ايلچيان متواتر از حضرت شهزاده به استدعاى اموال چريك منصور مىرسيدند . پادشاه به شكار بر نشست و حوالت وجوه و حساب مال سه ساله به امير چوپان نويان حوالت فرمود و او نوّاب را در حساب كشيد و سيصد تومان مال بر ايشان دعوى كرد كه اختزال نمودهاند . نوّاب از آن حال ترسان و هراسان بودند و با خواجه عليشاه كينكاج كردند كه اگر تدارك اين خلل و زلل كرده نشود كار از دست و تير از شست راى و تدبير بگذرد . خواجه عليشاه شب به خلوت به خدمت پادشاه رفت و بگريست و عرض داشت كه مالى كه از نوّاب من مىطلبند آن وجوه به بنده رسيده است . پادشاه او را نيكو بنواخت و فرمود كه چون مالى به وى رسيده است حساب نوّاب او نكنند . بامداد امير ايرنجين خواست كه از نوّاب مطالبهء مال كند ، پادشاه فرمود : بيچاره عليشاه حساب و كتاب نمىداند ، اين مالها همه رسانيده است و فراموش كرده و اكنون با ياد خاطر آورد ! امير ايرنجين صورت اين ماجرى به سمع امير چوپان رسانيد ، گفت : اى دريغا بچاغ هولاكو خان و اباقا ! اگر كسى خواستى كه سخنى به پادشاه عرض دارد تا نخست با جملهء امرا كينكاج نكردى نتوانستى و اكنون كار به جايى رسيده است كه تازيك بىاستشارت امير در نيم شبان با پادشاه خلوت و