ابو القاسم عبد الله بن محمد القاشانى
179
تاريخ اولجايتو ( فارسى )
از آنجا چون سوار شد و بر كنار شهر بگذشت و به گنبد شام رحلت و نقلت فرمود ، و بر كوشك ارغون پدرش نزول فرمود كه در جنب گنبد شريف غازانى است و دو روز هم آنجا اقامت نمود . و درويشان را و مستحقان را صدقات و خيرات فراوان كرد . و روز دوشنبه بيست و هفتم رجب بر صوب موغان و اران روان شد . همه راه تفرج كنان به صيد و اصطياد و تماشاى نخجير و شكار اشتغال داشت . درين وقت امير چوپان نويان نيز از جانب روم برسيد و خاتون او شهزاده دولندى بر سمت راه وفات يافت . بعد از شرايط سوك و عزا و رسوم ماتم كوچ كردند و به قريهء محمودآباد به كنار آب ارس نزول ، و در مستهل شهور اين سال خمس و عشر شهزادهء جهان را ابو سعيد به محافظت بلاد خراسان و مازندران كه دهليز آفت و تهافت و سندان مطرقهء مخافت است با سپاهى بزرگ نامزد فرمود . و هر اميرى و وزيرى فرزندى دلبند يا متعلقى خويشاوند در ركاب همايون شهزاده روان كرد . و آن زمستان به مرحلهء نيممردان مازندران قشلاميشى كردند . و از حوادث اين سال در غرهء شوال سنهء خمس عشر در ولايت سيا . . . ( ؟ ) از حدود همدان و ولايت جرفادقان هفت شبانروز متواتر و متوالى باران باريد . روز هشتم بارقهء برق و صاعقهء رعد سخت ظاهر شد و زلزلهء عظيم نازل و حادث . چنانك بيست و اند پاره قريهء معظم معتبر زير بالا گشتند و يكسر ويران و خراب ، و زمين آن قاعا صفصفا ماند . و از رعايا و برزيگران گروهى انبوه در زير خاك جان بدادند و مخبوآت دفاين و مجلوبات ذخاير ايشان در زير خاك پنهان و پوشيده ماندند . و همچنين از حوادث اين سال سلطان علاء الدين دهلى پادشاه ديار و بلاد هند [ را ] پسرش دارو داد و وفات يافت و سببش به مقدمهء بيانى احتياج دارد ، و موقوف بر معرفت بلاد هند ، و پادشاهان آنجا معرفت سياقتند . تاريخ بلاد هندوستان از زمان اسلام و ورود پادشاهان ، و ممالك آنجا و