احمد مجد الاسلام كرمانى
45
تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )
حقيقت مكشوف و اصابه واقع مىشود چنان كه مثلى معروف است : « برق الحقيقة تلع من تبادل الافكار » و ما هم منكر اين حقيقت نيستيم البته عقل دو نفر زودتر از عقل يك نفر به مقصود ميرسد و هكذا تا برسد به صد نفر و هزار نفر ولى مشروط باينكه اولا مجتمعين اهل حل و عقد باشند و ثانيا آلوده باغراض فاسده شخصيه نباشد مثلا اگر ده مشك آب پاك را در يك محلى بريزند ، به حد كريت ميرسد و مظهر تمام ارجاس مىشود و اثر و شرش ده مقابل يك مشك آب است ولى اگر هزار مشگ آب متعفن كثيف آلوده را در يك نقطه روى هم بريزند ابدا مطهر يك قطره خون هم نخواهد بود و جز آنكه عفونت و كثافت او زيادتر گردد نتيجه ديگرى را اجتماع متصور نخواهد شد انجمنهاى طهران هم چون مركب از مردمان جاهل سادهلوح و بعبارت اخرى همج رعاع بوده يا چند نفر دزد خائن خودپرست لهذا هر قدر بيشتر جمع شدند خطر آنها بر وطن زيادتر شد طبقه اول به حكم حماقت و جهالت صاحب هيچ رأيى نبودند و هميشه وجود آنها آلت اجرائيات و مروج خيالات طبقه دوم بود طبقه دوم هم غير از تحصيل مداخل نامشروع خيالى نداشتند بنابراين متصل اتصاء بشهامت باذهان عوام نمود . هر روز بيچارهاى را هدف ملامت قرار دادند كه شايد مبلغى از او تحصيل كنند و معلوم است تحصيل مال از طبقه ضعفا و فقرا ممكن نيست و آنها ذات نايافته از هستىبخش هستند پس بناچار ببزرگان مملكت آويختند ما نميگوئيم طبقه ممتازه در ايران مشروطه خواه و نوعپرست بودهاند بلكه اعتراف داريم كه تمام آنچه بر اين ملت بيچاره وارد شده تا به اين پايه از فقر و ذلت رسيدهاند از آثار وخيمه استبداد همين طبقه بوده است اما تمدن عصر جديد حكم مىكند كه همان قسم كه حضرت رسالت در عين اقتدار چشم از انتقام كفار كه مصدر آنهمه اذيت و آزار نسبت به شخص