احمد مجد الاسلام كرمانى

46

تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )

او شده بودند پوشيد و در عوض انتقام بحب قلوب آنها كوشيد و به حكم آيه شريفه : عَفَا اللَّهُ عَمَّا . . . . قلم عفو و اغماض بر جرائد جرائم سابقه آنها كشيد همين قسم هم در به دو طلوع آفتاب مشروطيت بايستى تمام حوادث و وقايع شنيعه ايام استبداد را فراموش نموده عموم طبقات را دعوت باتحاد كنند بعلاوه مقام مشروطيت هم بالاخره بوجود همان اشخاص خواهد شد كه در دوره استبداد ظلم و تعدى كرده اند چرا بهرهء نبرد و البته استفاده از معلومات و مكنت آنها ممكن نخواهد شد مگر آنكه قلوب آنها را باتحاد با ملت مايل نمايند نه آنكه هر قدر قوه داشته باشند در شتم و لعن و ملامت و شماتت اعمال گذشته آنها مصروف نموده قلوب آنها را از تمدن جديد منزجر سازند چنان كه انجمن‌هاى ما كردند نه اينكه ملت كرده بلكه چند نفر دزد كردند و براى دستمالى قيصريه را آتش زدند و هر روز باسباب چينى متعرض يكى از امرا يا وزرا يا صاحب ثروتان شدند و از آنها پول گرفتند تا كار را به جائى رسانيدند كه امراء مملكت در انظار عامه از يهودى پست‌تر شدند آنها هم تا ميتوانستند پول دادند و تحمل كردند يكوقتى رسيد كه كارشان بجان و كاردشان به استخوان رسيد دور هم نشسته و از آنچه بسر آحاد آنها آمده بود حكايت و شكايت كرده بالاخره علاج دردهاى بىدوا را در اين ديدند كه آنها هم انجمنى باسم انجمن امرا تشكيل دادند و تشكيل اين انجمن اسباب سوء ظن پادشاه شد و چون تمام قواى دولتى از سوار و سرباز و توپخانه و قورخانه و ذخيره و مخزن در تصرف آنها بود پادشاه از اتحاد آنها بوحشت فوق العاده افتاد و اگرچه در جواب عريضه آنها اظهار بشاشت و مساعدت فرمود ولى در باطن كمال اضطراب را حاصل نمود و اصل مطلب از نظر پادشاه جوان ما مخفى بود و همچه حدس ميزد كه حقيقتا اين طايفه كه تمام نوكر محترم دربار او بودند مشروطه شده و با