احمد مجد الاسلام كرمانى

32

تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )

چنان كه اهالى خار و ورامين و شهريار و ساوه و زرند و غيره ابدا اجازه انتخاب نيافتند و مختصرا انتخاب منحصر شد بمردم شهرى ، و در ميان آنها هم فقط رؤساى صاحب رأى بودند نه تمام افراد ، چنان كه هر وكيلى از هر شهرى آمد اعتبارنامه‌اش را از دويست نفر الى 50 نفر مهر كرده بودند و روى هم رفته هر وكيلى را صد نفر انتخاب نموده بودند و فرضا خيلى ترقى كنيم و بقيد اغراق و مسامحه فرض كنيم كه هر وكيلى را هزار نفر انتخاب نموده باشند تا آنكه اغلبيت صد نفرى از ميان هزار رأى بيكى رسيده باشد ، باز مجموع انتخاب كنندگان در تمام ايران بيكصد و بيست هزار نفر بالغ مىشود ، در حالتى كه جمعيت ايران از سى كرور الى 40 كرور است و بديهى است كسانى كه در انتخاب كردن شركت نداشته‌اند مقيد بحمايت مجلس نخواهند بود و خود را پاى بست اطاعت اوامر وكلا نخواهند دانست چه آن اشخاصى كه يا حقيقتا مقيد به اين كار بوده‌اند كه در مقام انتخاب و رأى دادن برنيامده‌اند و آنكه بيكى از جهات مرقومه از اين حق محروم شده‌اند شق ثالثى ندارد بنابر اول مسلم است كسى كه با داشتن حق ، امتناع از انتخاب بنمايد مشروطه‌خواه نخواهد بود و بنابر ثانى معلوم است كسى را كه از چنين حق عمومى محروم سازند و اعتنائى به او نكنند اگر دشمن مجلس نباشد دوست و هواخواهش حتما نخواهد شد ، مجملا انتخاب طبقاتى علاوه از آنكه بسيارى از افراد ملت را رنجانيد ما بين خود وكلا هم احداث نفاق نمود و تشكيل پار ؟ ؟ هاى مختلفه را باعث شد ، بواسطه آنكه هر وكيلى كه از هر شهرى ميآمد همش مصروف اين بود كه بهم شهريهاى خودش خدمتى بنمايد و هميشه مترصد اين بود كه در مجلس از شهر خودش مذاكره نمايد و بخرج همشهريها و متوكلين خودش بدهد كه من دائما در فكر شما هستم .