احمد مجد الاسلام كرمانى

33

تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )

مذاكرات مجلس هرگز فراموش نميكنم روزى بود كه در مجلس مذاكره از امتيازات بانك آلمان بود و سفارت آلمان خيلى سخت گرفته بود كه در ظرف بيست و چهار ساعت تكليف بانك آلمان را دولت معين كند و دولت هم اين مطلب را رجوع بمجلس كرده بود و مجلس را بانهايت عجله و اصرار اين موضوع را مطرح و مورد مذاكره قرار داده و جدا مشغول مذاكره و مشاوره بودند ، در اين ميانه وكيل كرمان اجازه نطق خواسته و خيلى هم اصرار كرد تا اجازه تحصيل كرد و بنده خيلى اميدوار بودم كه هم شهرى من يك مطلب پولتيكى بيان خواهد كرد كه اسباب سرافرازى ما كرمانىها باشد ، لهذا سر تا پا گوش شدم و حاصل نطق مشار اليه اين بود كه « امسال در اطراف كرمان بارندگى كاملى نشده لهذا جنس گران است بايد فكرى براى مردم كرمان كرد » وكيلى ديگر از هم شهريهاى بنده در روز ديگر كه اتابك مرحوم فرمانفرما را بمجلس آورده بود كه قرار كار او را بدهند تا بآذربايجان برود و مجلس اهميت فوق العاده داشت و مذاكره از تعديات عشاير سرحدى بود . وزير امور خارجه توضيحات ميداد و عدم رضايت دولت عثمانى را در تعديات عشاير نقل و اثبات مينمود ، بعضى از وكلا گريه مى كردند و ظلم عشاير را نسبت باهالى اروميه بيان مينمودند و فرمانفرما بهيجان آمده ميگفت : « من به اين سفر نميروم كه حكومت كنم بلكه ميروم جان خودم را نثار ملت كنم و اگر تمام ماها بلكه تمام ملت ايران كشته شوند ممكن نيست يك وجب از خاك ايران را بدول مجاوره بدهيم . » كرمان از دست رفت يك مرتبه وكيل احمق كرمان از جا برخاسته با كمال جوش و خروش