احمد مجد الاسلام كرمانى
28
تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )
عسكريه مانع از تخطيات عثمانى شود ناچار بايستى بمال و رجال از روسها استمداد كنند و برحسب معاهده روسها مجبور بودند همراهى كنند و بعد از آنكه روس با ايران همراهى ميكرد آلمان هم حق پيدا ميكرد كه با عثمانى همراهى كند در آن موقع جنگ روس و آلمان كه سالها است سياسيون دنيا را بانتظار گذاشته حتما شروع ميشد و شايد منتهى بجنگ بزرگ دنيا ميگرديد .
--> در خلال اين احوال سپاه عثمانى وارد خاك آذربايجان شده و قسمتى از نواحى شمال غربى و غرب اين ايالت را از سلماس شاهپور كنونى ) تا مراغه اشغال نموده به طرف برادوست و ترگور و مرگور پيش مىآمدند . تركمانان ساكن نواحى اشغال شده بوسيله روسها براههاى كاروانى خراسان دستبرد ميزدند و بغارت و چپاول اموال و هتك ناموس و كشتن مردم سر راه خود سرگرم بودند ، در فارس و كرمان نيز آشوبهايى برپا شده بود محتشم السلطنه كه از جانب دولت مأمور بود با فرمانده نيروهاى عثمانى تماس بگيرد و او را به تخليه خاك ايران وادارد نتوانست در مدت مقرر مأموريت خود را انجام بدهد و مدتها در راه تهران - رضائيه ماند : چنين به نظر ميآيد كه بين محمد عليشاه و سلطان عبد الحميد سلطان عثمانى محرمانه پيامهايى رد و بدل شده بود زيرا دولت و شاه به هيچ اقدام مثبتى براى راندن نيروهاى متجاوز عثمانى از خاك ايران متشبث نشدند شايد اصولا علت تجاوز نيروى عثمانى بآذربايجان مبارزه با آزاديخواهان و مشروطه طلبان بوده زيرا در استانبول پايتخت عثمانى دستهاى از آزديخواهان ترك سازمانى بنام « اتفاق و ترقى » تشكيل داده بودند و اين همان گروهى است كه مقدمات انقلاب مشروطه و تغيير رژيم عثمانى را فراهم ساخت . هنگام تجاوز نيروى عثمانى به آذربايجان سران كميته مركزى اتفاق و ترقى كه از خاك عثمانى گريخته و در پاريس بسر ميبردند بعنوان همدردى با آزاديخواهان ايران و نيز بنام همسايگى و همجوارى پيامهاى محبتآميزى براى دار الشورا و انجمن تبريز فرستادند و حتى در نبرد مجاهدين تبريز و خوى با نيروهاى اعزامى محمد عليشاه بعضى از اعضاء كميته مزبور دوش بدوش مجاهدين ايران وارد مبارزه شدند . چون سياستمداران انگليس و روسيه دريافتند كه تجاوز نيروى عثمانى بايران بتحريك دولت آلمان بوده است در طهران و استانبول بفعاليت سياسى پرداختند و سر