احمد مجد الاسلام كرمانى
22
تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )
كه بگرفتن مشروطه وجه قبوضشان از مشير السلطنه « * » وصول مىشود هواخواهان آقايان يقين كردند بعد از مشروطه شدن دولت ، آقايان محترما برميگردند ، هواخواهان اتابك مطمئن شدند كه به مجرد مشروطيت عين الدوله منفصل و اتابك ماضى خواهد آمد و هكذا ديگران بحصول مقاصد خود مطمئن شدند ، لهذا به كلمه واحده داد تمدن در دادند و نداى وامشروطيا بفلك اطلس رسانيدند در حالتى كه در همان وقت كه همه يك زبان مشروطه ميخواستند در دلشان هركدام يك مطلبى غير از مطلب رفيقشان اراده ميكردند و ميخواستند ، بلى فقط كسبه بازار طهران با كمال بى طرفى و بىغرضى آزادى و امنيت ميخواستند . عنوان مشروطيت از ميان سى كرور جمعيت ايران فقط در طهران اين عنوان شد و در تمام
--> ( * ) ميرزا احمد خان منشى باشى در سال 1259 ق ( 1222 ش ) در آمل مازندران پا بعرصه وجود گذاشت ، هنوز طفل بود كه بهمراه پدرش « مشير نظام » به تبريز مهاجرت نمود . ميرزا احمد خان در اواسط سال 1297 ه قمرى بجاى ميرزا رضا هديق الدوله نورى بوزارت و پيشكارى مظفر الدين ميرزا منصوب گرديد . و در سال 1300 قمرى به مشير السلطنه ملقب گشت و در سال 1314 ه قمرى كه وزارت خزانه از كارهاى سپهپد منتزع گشت مشير السلطنه بوزارت خزانه منصوب و سالها در اين سمت باقى بود ميرزا احمد خان چهار بار به نخست وزيرى رسيد و پس از توپ بستن مجلس شوراى ملى و پس از استعفاى نظام السلطنه در 12 ربيع الثانى 1326 بزمامدارى برگزيده شد و دلياخوف را نيز به سمت حكومت نظامى تهران انتخاب نمود . پس از فتح تهران و خلع محمد عليشاه مشير السلطنه بسفارت عثمانى پناهنده گرديد ، و گويا با پرداخت يكصد هزار تومان تأمين گرفته و آزاد گرديد در سال 1329 ه ق به او سوء قصد شد برادرزادهاش بقتل رسيد و خودش نيز زخمى گرديد ميرزا احمد خان پس از اين حادثه مدتها به حال انزوا بسر مىبرد تا اينكه در 18 ربيع الاول 1337 ق پس از يك كسالت ممتد درگذشت و در قم كنار آرامگاه همسرش بهجة لسلطنه ( دختر ميرزا عباسخان قوام الدوله ) به خاك سپرده شد . از مشير السلطنه فرزندى باقى نماند ولى موقوفات او هنوز پاى برجاست