احمد مجد الاسلام كرمانى
248
تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )
مبلغى بشاه تقديم ميدارند و مواجب هم دينارى نداشتند معادل همان مبلغ كه بشاه علنا ميدادند و بوزراء محرمانه ميدانند يا باسامى مختلفه از آنها ميگرفتند از قبيل رسوم خلعت پول روزنامه و امثال آنها و باز هم مبالغى فايده بردهاند و معلوم است محل انتفاع آنها همان تفاوت عمل يا فروع مالياتى است پس كمسيون مالياتى در اين مقام ضبط كرد هم مردم را رنجانيد و هم مبالغى نفهميده به حلق حكام ريخت اما رنجش مردم از اين جهت شد كه عامه مردم يعنى رعايا منتظر بودند كه بعد از انعقاد مجلس فروع مالياتى منسوخ خواهد شد ، يكوقتى شنيدند نه تنها موقوف نشده بلكه جزو اصل عمل شده لهذا كمال رنجش را از مجلس پيدا كردند اما ضرر دولت همان بود كه توضيح كرديم و ممكن بود قسمتى در اين باب اقدام كنند كه نه بر دولت ضرر وارد شود نه رعايا رنجش حاصل نمايند ، بلكه بواسطه بخشيدن پارهء از فروع رعايا را هم راضى و مسرور نمايند و ترتيب اين كار بسيار سهل و ساده است . مثلا ممكن بود از هر شهرى مستوفى و سررشتهدار محل را بخواهند و انعامى دنباله پاورقى
--> را براى اصلاح امور مملكت و نگاهدارى قشون و پرداختن حقوق اشخاصى كه به كار ملت بيايند دريافت مىنمايد محققا تمام اهل مملكت محتاج بقشون و پليس و قزاقسواران هستند و در صورتى كه در خانهء آنها دزدى اتفاق بيفتد دولت را مسئول ميدانند و از حكومت محل مطالبه دفع خسارت مىنمايند و حال آنكه ابدا بدولت براى حفظ خانه و مال خود حقوق در مدت عمر ندادهاند در ساير ممالك نه تنها بر محصول تعلق مىگيرد بلكه تمام دكاكين و خانهها و اثاث البيت و اشيائى كه براى تجمل مىخرند بايد حقوق ماليه بدهند ملت از دادن ماليات امتناعى ندارد زيرا كه ميداند تمام اين وجوه صرف اصلاح مملكتش خواهد شد و بواسطه دادن اين ماليات جان و مالش محفوظ است طرق و شوارع امن خواهد شد . ( نقل از روزنامه نداى وطن )