احمد مجد الاسلام كرمانى
226
تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )
امنيت مسلوبه را اعاده دهند و شهرت حركت سپهدار ، آقايان اصفهان را بوحشت انداخت اما بعد از چندى معلوم شد كه اسباب حركت سپهدار فراهم نشده فقط سيصد نفر سوار كشيكخانه برياست هژبر السلطنه كه اينك سالار اعظم و پيشكار امير بهادر جنك است به طرف اردكان و يزد مأمور شدند و از ظل السلطان هم با نهايت سختى حركت دادن آقا نجفى و امام جمعه را بطهران خواستند . اما حاجى ميرزا ابو القاسم زنجانى فورا به طرف عتبات عاليات فرار كرد و در اصفهان نماند ، شاهزاده ظل السلطان هم چون حالت مسامحه و نرمى اتابك اعظم را ميدانست در حركت دادن آقايان مسامحه ميكرد ، بعلاوه چون پاى خودش هم در ميان بوده و بواسطه حدوث اين مفسده افواج اصفهان را از صارم الدوله سردار اعظم استرداد كرده بود ميترسيد كه اگر آقايان را بطهران بفرستد در آنجا مطالب عمده پولتيكى مكشوف گردد و تمام وخامت دامنگير او شود ، چه او را از اين مفاسد يك نتيجه عمده برده بود . اختلاف ظل السلطان با بانو عظمى توضيح آنكه رياست افواج اصفهان از سوابق ايام با خود حضرت و الا بوده و از جانب او صارم الدوله مداخله مينموده و بعد از او پسرش سردار اعظم اما در اواخر عهد شاه مرحوم ناصر الدين شاه بانوى عظمى و سردار اعظم بطهران رفته رياست افواج را مستقلا برعهده گرفته و فرمان صادر كردند . مرحوم مظفر الدين شاه هم نميتوانست خواهر خود را برنجاند و تا مدتى كه ظل السلطان با اين فاميل راه ميرفت احداث هيچ قسم اشكالى نشد اما بعد از آنكه پسرهاى ظل السلطان بزرگ شدند قهرا مجبور شد كه براى هريك از آنها كارى پيدا كند كه چندان محتاج به او نباشند و بتوانند تحصيل ثروتى بنمايند مسعود ميرزا ظل السلطان