احمد مجد الاسلام كرمانى
215
تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )
محمد جواد و رفيقش ميرزا على خان از او حمايت كردند و گماشتگان آقا را عقب نشانيدند و اين دو نفر كسانى هستند كه براى حاج شيخ الرئيس خانه معين كرده و لوازم مجلس روضهخوانى او را فراهم نموده بودند و زيادتر از ديگران طرف بغض و غرض آقا بودند . گرفتارى آقا محمد جواد بارى گماشتگان آقا رفتند و تفصيل را بعرض آقا رسانيدند و امر مبارك صادر شد كه جماعتى از طلاب به خانه آقا محمد جواد و ميرزا على خان رفته هردو را با ميرزا على محمد بياورند . اتفاقا وقتى به آنجا رسيدند كه ميرزا على خان مطمئن شده به منزل خودش رفته بود و هيئت مأمورين اول به خانه آقا محمد جواد داخل شده و مشار اليه را از پهلوى زن و بچهاش با سر و پاى برهنه كشيده به طرف مسجد شاه بردند مردم ولگرد بيكار اصفهان هم اطراف او را گرفته بناى هرزگى گذاشتند و اغلب آب دهان بسروصورت او ميانداختند و در جلو او تصنيف ميخواندند و بر او و بابيه لعنت ميكردند ، مختصرا با يك اسلوب بسيار نامرغوبى كه كمتر نظير آن ديده و شنيده شده مشار اليه را از وسط بازار بزرگ شهر عبور دادند اما ميرزا على خان همين كه اجتماع طلاب را ديد و مقصد آنها را فهميد فورا يك قبضه تفنگ پنجتير برداشته بالاى بام خانه رفت و فرياد كشيد هركس پيش بيايد خونش گردن خودش است و براى ترسانيدن آنها يكى دو تير هم به هوا خالى كرد حضرات فهميدند كه اين كافر بسيار قسى القلب است و احتمال دارد مسلمانان را بكشد لهذا از او و ميهمانش صرفنظر كرده به همان يك نفر اسير قناعت كردند و هرچه خيال داشتند بسر آن سه نفر بياورند بسر همان يك نفر آوردند و در ضمنى كه او را ميبردند خبر بحكومت رسيد فورا محرمانه آدم فرستادند نزد آقا