احمد مجد الاسلام كرمانى
216
تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )
كه مبادا فتوى بكشتن آقا محمد جواد بدهد كه اسباب فتنه خواهد شد ، لهذا وقتى كه آقا محمد جواد را بحضور رسانيدند فرمودند از قراريكه بر من ثابت شده اين شخص عادت بشرب خمر دارد بايد حد شارب جارى گردد فورا او را لخت كردند و على الرسم بدوش كشيدند و شروع بتازيانه زدن شد ، زننده تازيانه از قضا همان حاجى حيدر على بود كه روز قبل از آنها كتك خورده بود لهذا چنان تازيانه را بضرب و قوت تمام بر بدن او فرود مىآورد كه از جايش خون مثل فواره ميجوشيد و حقيقتا هشتاد تازيانه بر او زدند كه اگر بر بدن خر زده بودند از هم ميپاشيد و نميدانم بكدام جهت اين مضروب نمرد و هنوز هم زنده است ، بعد از انقضاى حد كه محدود عليه بيهوش افتاده بود نعش او را به پسرش واگذاشتند و احدى باور نميكرد كه اين شخص پوست كلفت از زير آن تازيانهها جانى بيرون ببرد و او را بدوش حمال حمل كرده بمنزلش رسانيدند و همان شب تمام بابيه در منزل اديب اجتماع نمودند كه چارهء براى خود فكر كنند ، چه ميدانستند تمام آنها بتدريج گرفتار همين عقوبت خواهند شد و مذاكرات مجلس آنها را درست اطلاع ندارم همين قدر ميدانم اغلب آراء آنها بر اين قرار گرفت كه بيكى از قنسولخانههاى روس يا انگليس پناه برده متحصن شوند تا بحمايت آنها از شر تازيانه آقا راحت شوند و فردا صبح بعضى را مأمور كردند كه به اين هردو قونسولخانه بروند و استمزاج كنند كه آيا به آنها پناه خواهند داد يا نه ؟ پناه بابيه به سفارت از جواب قنسول انگليس استحضار ندارم ولى از قونسولخانه روس جواب مساعد شنيدند و در آن تاريخ گنيازدابيزا قنسول روس اصفهان كه مردى موقر و مجرب بود موقتا به به طرز پورغ رفته بود و بجاى او موسيو باردنفسكى كه اينك مترجم اول سفارت در طهران است سمت نيابت داشت و منشى اول قونسولگرى