احمد مجد الاسلام كرمانى

209

تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )

در اين كار مزاحم خيال آقاى معظم نبوده و نشده مگر در ايام صدارت مرحوم امين الدوله كه كليه اختيارات علما محدود شد و دست و پاى آقاى نجفى هم قهرا بسته گرديد . قتل بابيه اما بعد از انتشار خبر عزل و انفصال مرحوم امين الدوله كه روزى بنده را احضار فرمودند همين كه شرفياب شدم معلوم شد دو سه نفر ديگر هم از رؤساى طلاب را خواسته‌اند و همه حاضر شده‌اند حضرت آقا با ما چند نفر سر جنبانان كه مدتى خانه‌نشين شده بوديم خلوت كردند و اينطور اظهار فرمودند كه : « خود شما ميدانيد در دوره صدارت اين خبيث چقدر بر علماء اسلام توهين وارد شده و عظم آنها از انظار عوام كم شده حالا كه باطن شريعت شر او را از سر اهل اسلام كم فرموده لازم است بعضى اقدامات بكنيم كه دو مرتبه عوام متوجه بما شوند و خواص بترسند » ما همه گفتيم هرقسم رأى مبارك حضرت حجت الاسلام قرار بگيرد ماها مطيع هستيم ، آقا فرمودند بلى بايد چند نفر را مست پيدا كرد و حد زد و يكى دو نفر را هم كشت بنده با نهايت وحشت و حيرت عرض كردم آدم بكشيم ؟ ! ! فرمودند خير ، بابى پيدا ميكنيم و آنها را ميكشيم و براى انجام اين مقصود مقرر فرمودند كه ماها بطلاب ابواب جمعى خودمان حكم كنيم تا شبها در اطراف محلات اصفهان مخصوصا در چهار باغ كهنه كه معبر جلفا است و محل سكنى ارامنه و شراب فروشان است و اطراف محله جوباره كه متعلق است بيهوديها بيشتر مراقبت كنند تا هركس آنجاها ميرود و شراب مىخورد گرفتار نموده به منزل آقا بياورند و براى حق الزحمه گرفتن هريك نفر مست پنج تومان مقاطعه شد و براى انجام همين مقصود هرچه مدرسه خرابه در اطراف محلات بود به حكم آقا تعمير شد و در هريك