احمد مجد الاسلام كرمانى

196

تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )

معنى اين خبر آنكه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرموده است چشم و گوش خودت را تكذيب كن و برادر مسلمان خود را تصديق كن يعنى اگر به چشم خود ديدى و به گوش شنيدى ولى آن شخص مسلمان منكر شد و گفت من چنين حرفى نزده‌ام و چنين كارى نكرده‌ام تكليف تو اين است كه او را تصديق كنى و چشم و گوش خود را تكذيب نمائى و با آنكه بالاتر از حس چيزى نيست و بزرگترين حواس انسان هم چشم و گوش است كه مىبيند و مىشنود باز نبايد به آنها اعتماد كرد بلكه بايد آنچه مسلمان ميگويد باور نمود ، اگرچه بر خلاف حس هم باشد ، مثلا اگر به چشم خودت ديدى كه مسلمانى شراب مىخورد و به گوش خودت شنيدى كه مسلمانى كفر ميگويد ولى در موقع استنطاق و تحقيق همين كه از او پرسيدى منكر شد و گفت من شراب نخورده‌ام و كفر نگفته‌ام تكليف تو اين است كه حرف او را تصديق كنى و اعتنائى به دو حواس خود نكنى ، يعنى چشم و گوش خود ننمائى و خيال كنى كه احتمال دارد چشم من خطا در ديدن و گوش من اشتباه در شنيدن بكند اما هرگز ممكن نيست مسلمان دروغ بگويد ، اينكه نسبت به غير آن ، در ذيل همين خبر ميفرمايد اگر پنجاه نفر در نزد تو شهادت دادند و قسم هم خوردند كه فلانى فلان كار را كرده است و او منكر شد و گفت نكرده‌ام ، تو بايد تمام آن پنجاه قسم را رد كنى و اعتنا به آنها ننمائى و حرف خود مدعى عليه را تصديق كنى و مخفى نماند كه اين قاعده نسبت بحدود اللّه است نه در باره حق الناس و الا در مورد حقوق شهادت دو نفر عادل كفايت مىكند كه بر خلاف آنچه مدعى عليه ميگويد حكم و رفتار شود و از اين خبر پايه ملاحظه خدا و رسول درباره اعمال شخصه مردم به خوبى معلوم مىشود ، كه تا آخرين درجه اهتمام داشته‌اند كه اعمال شخصيه محفوظ و مخفى بماند و احدى نتواند بر احدى اعتراض كند ، كه چرا فلان عمل غير مشروع بجا آوردى مگر آنكه آن اعمال مضر بحقوق ديگرى باشد